Skip to main content

نظام ساتراپی هخامنشی: ستون فقرات یک امپراتوری جهانی

تحلیلی بر ساختار اداری که برای دویست سال بر بخش بزرگی از جهان شناخته‌شده فرمان راند

نظام ساتراپی، نوآوری مدیریتی برجسته هخامنشیان، امپراتوری را به واحدهای اداری به نام ساتراپی تقسیم می‌کرد. این سیستم امکان کنترل متمرکز بر امور مالی و نظامی را فراهم می‌آورد، در حالی که به فرهنگ‌ها و قوانین محلی اجازه تداوم می‌داد و کلید ثبات و طول عمر امپراتوری بود.

Key takeaways

  • داریوش بزرگ امپراتوری را به حدود ۲۰ ساتراپی اصلی تقسیم کرد که هر یک توسط یک ساتراپ (خشثرپاون) اداره می‌شد.
  • قدرت در هر ساتراپی بین ساتراپ (حاکم مدنی)، فرمانده نظامی و بازرسان شاهی تقسیم می‌شد تا از تمرکز قدرت و شورش جلوگیری شود.
  • جاده شاهی با طول تقریبی ۲۷۰۰ کیلومتر، ارتباط سریع و کنترل مؤثر بر ساتراپی‌ها را در سراسر امپراتوری تضمین می‌کرد.
  • نظام مالیاتی استاندارد شده، مبتنی بر سکه‌های داریک طلا و شکل نقره، ثبات اقتصادی و درآمد پایدار را برای دولت مرکزی فراهم می‌آورد.
  • این سیستم اداری به قدری کارآمد بود که اسکندر مقدونی پس از فتح ایران، ساختار آن را برای اداره امپراتوری خود حفظ و اقتباس کرد.
نقش برجسته رنگی از هیئت‌های نمایندگی ملل تابعه که هدایایی را در پلکان شرقی کاخ آپادانا در تخت جمشید حمل می‌کنند، نمادی از تنوع فرهنگی و سیستم اداری امپراتوری هخامنشی.
Unknown artistUnknown artist · Public domain · Wikimedia Commons

نظام ساتراپی هخامنشی یک سیستم اداری و حکومتی بود که برای مدیریت قلمرو وسیع و چندفرهنگی امپراتوری ایران باستان طراحی شد. این نظام که اساس آن توسط کوروش بزرگ (حدود ۵۵۹-۵۳۰ پ.م.) پایه‌گذاری شد و توسط داریوش بزرگ (۵۲۲-۴۸۶ پ.م.) به اوج کارایی و پیچیدگی خود رسید، امپراتوری را به واحدهای استانی به نام «ساتراپی» تقسیم می‌کرد. هر ساتراپی توسط یک مقام عالی‌رتبه به نام «ساتراپ» اداره می‌شد که به عنوان نماینده مستقیم شاهنشاه عمل می‌کرد. این ساختار مدیریتی نوآورانه، با ایجاد تعادل میان کنترل متمرکز و خودمختاری منطقه‌ای، به هخامنشیان اجازه داد تا برای بیش از دو قرن بر قلمرویی که از هند تا لیبی و از آسیای مرکزی تا بالکان امتداد داشت، با ثبات و کارایی نسبی حکومت کنند.

خاستگاه و تکامل نظام ساتراپی

اگرچه ایده تقسیم یک امپراتوری به استان‌های تحت کنترل، ابداع هخامنشیان نبود و ریشه‌های آن را می‌توان در امپراتوری‌های پیشین خاور نزدیک مانند آشور و ماد جستجو کرد، اما مقیاس و سازماندهی نظام ساتراپی هخامنشی در دنیای باستان بی‌سابقه بود. کوروش بزرگ پس از فتوحات سریع خود و تشکیل اولین امپراتوری جهانی تاریخ، با چالش اداره سرزمین‌هایی با مردمان، زبان‌ها، ادیان و سنت‌های سیاسی بسیار متفاوت روبرو شد. او به جای تحمیل یک ساختار کاملاً جدید و بیگانه، رویکردی عمل‌گرایانه اتخاذ کرد. کوروش اغلب ساختارهای حکومتی محلی موجود را حفظ می‌کرد و نخبگان بومی را در مناصب قدرت باقی می‌گذاشت، اما یک حاکم مورد اعتماد (ساتراپ) را برای نظارت بر آنها و تضمین وفاداری به دولت مرکزی منصوب می‌کرد. استوانه کوروش، که پس از فتح بابل در سال ۵۳۹ پ.م. نوشته شد، گواهی بر این سیاست است که در آن کوروش به خود به عنوان یک آزادگر که به سنت‌ها و ادیان محلی احترام می‌گذارد، اشاره می‌کند.

نقش برجسته و کتیبه داریوش بزرگ در بیستون، حک شده بر صخره‌ای در نزدیکی کرمانشاه. این اثر، پیروزی داریوش بر غاصبان و فهرست سرزمین‌های تحت فرمان او را به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی نشان می‌دهد.
سنگ‌نبشته بیستون، که به «سند تأسیس» امپراتوری داریوش بزرگ شهرت دارد، فهرستی از ۲۳ سرزمینی را که بر آنها فرمان می‌راند، ارائه می‌دهد و اساس جغرافیایی نظام ساتراپی را به تصویر می‌کشد.Unknown artistUnknown artist · Public domain

با به قدرت رسیدن داریوش بزرگ، نظام ساتراپی دچار تحولات و اصلاحات گسترده‌ای شد. داریوش که پس از یک دوره بحران و جنگ داخلی به سلطنت رسیده بود، نیاز به یک ساختار اداری منسجم‌تر و کنترل شدیدتر بر امپراتوری را درک می‌کرد. او تعداد ساتراپی‌ها را تثبیت کرد (منابع تاریخی مانند هرودوت و سنگ‌نبشته‌های خود داریوش تعدادهای متفاوتی را ذکر می‌کنند، اما این تعداد حدود ۲۰ ساتراپی اصلی بود)، مرزهای آنها را به طور دقیق‌تر مشخص نمود و مهم‌تر از همه، یک سیستم مالیاتی ثابت و منظم را برای هر ساتراپی تعیین کرد. این اصلاحات در سنگ‌نبشته‌های متعدد او، به ویژه در بیستون، تخت جمشید و نقش رستم، مستند شده است. در این کتیبه‌ها، داریوش با افتخار سرزمین‌های تحت فرمان خود را نام می‌برد که هر یک نماینده یک یا چند ساتراپی بودند. این سازماندهی دقیق، امپراتوری را از یک مجموعه ناهمگون از سرزمین‌های فتح‌شده به یک واحد سیاسی-اقتصادی یکپارچه تبدیل کرد.

ساختار قدرت در یک ساتراپی: توازن و نظارت

یکی از هوشمندانه‌ترین جنبه‌های نظام اداری هخامنشی، تقسیم قدرت در سطح استانی برای جلوگیری از تمرکز بیش از حد اختیارات در دست یک فرد بود. این ساختار سه‌گانه، که به عنوان یک سیستم کنترل و توازن عمل می‌کرد، ثبات امپراتوری را تضمین می‌نمود.

ساتراپ: حاکم مدنی

ساتراپ، که نامش از واژه پارسی باستان *xšaçapāvan* (خشثرپاون) به معنای «نگهبان قلمرو/پادشاهی» گرفته شده، بالاترین مقام مدنی در استان بود. او توسط شاهنشاه منصوب می‌شد و معمولاً از میان اعضای خاندان سلطنتی یا اشراف پارسی و مادی انتخاب می‌گردید، اگرچه در مواردی نخبگان محلی وفادار نیز به این مقام می‌رسیدند. وظایف اصلی ساتراپ گسترده و متنوع بود: او مسئول جمع‌آوری مالیات‌های سالانه و ارسال آن به خزانه شاهی در شوش یا تخت جمشید بود؛ به عنوان بالاترین مقام قضایی استان، به شکایات رسیدگی و عدالت را اجرا می‌کرد؛ و مسئولیت حفظ نظم و امنیت داخلی، توسعه اقتصادی، و نظارت بر پروژه‌های عمرانی مانند ساخت جاده‌ها، پل‌ها و کانال‌های آبیاری را بر عهده داشت. ساتراپ دربار کوچکی شبیه به دربار شاهنشاه داشت و از استقلال قابل توجهی در اداره امور داخلی استان خود برخوردار بود، تا زمانی که به دولت مرکزی وفادار می‌ماند و خراج خود را به موقع پرداخت می‌کرد.

فرمانده نظامی و مقامات مالی

برای جلوگیری از اینکه ساتراپ قدرت نظامی را با قدرت مدنی خود ترکیب کرده و به تهدیدی برای شاه تبدیل شود، داریوش در بسیاری از ساتراپی‌های مهم، فرماندهی پادگان‌های نظامی اصلی را به یک مقام جداگانه واگذار می‌کرد. این فرمانده نظامی (که در منابع یونانی به او کارانوس *karanos* گفته می‌شود) مستقیماً به شاه گزارش می‌داد و از ساتراپ مستقل بود. این تفکیک قوا تضمین می‌کرد که ساتراپ برای سرکوب شورش‌های داخلی یا دفاع در برابر تهاجم خارجی به نیروهای تحت امر شاه وابسته باشد و نتواند به راحتی از ارتش برای اهداف شخصی خود استفاده کند. علاوه بر این، یک مقام مالی ارشد نیز وجود داشت که بر جمع‌آوری و ثبت درآمدها نظارت می‌کرد و مستقیماً به خزانه‌دار کل امپراتوری پاسخگو بود. این ساختار پیچیده، یک شبکه نظارتی چندلایه ایجاد می‌کرد که کنترل دولت مرکزی را بر استان‌های دوردست تقویت می‌نمود.

استوانه کوروش، یک استوانه گلی باستانی با کتیبه‌ای به خط میخی اکدی، که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود و سیاست‌های کوروش بزرگ پس از فتح بابل را شرح می‌دهد.
استوانه کوروش نمونه‌ای از سیاست‌گذاری اولیه هخامنشیان است که بر احترام به آداب و رسوم محلی تأکید داشت، اصلی که در نظام ساتراپی نیز رعایت می‌شد.M-nemat · CC0
یک سکه طلای داریک هخامنشی، که یک کماندار زانوزده با نیزه و کمان را نشان می‌دهد. این سکه با خلوص بالا، واحد استاندارد پولی در امپراتوری بود.
سکه‌های داریک طلا و شکل نقره، که توسط داریوش بزرگ معرفی شدند، ابزار اصلی نظام مالیاتی و تجارت در سراسر ساتراپی‌ها بودند.Deflim · Public domain

چشم و گوش شاه: نظام بازرسی

مؤثرترین ابزار نظارتی شاهنشاه، نهاد «چشم و گوش شاه» بود. اینها بازرسان ویژه‌ای بودند که با اختیارات کامل از طرف شاه، به صورت دوره‌ای و اغلب سرزده، به ساتراپی‌ها سفر می‌کردند. مأموریت آنها تحقیق در مورد عملکرد مقامات محلی، از جمله ساتراپ و فرمانده نظامی، شنیدن شکایات مردم، و ارزیابی وضعیت عمومی استان بود. آنها گزارش‌های خود را مستقیماً به شاه ارائه می‌دادند و می‌توانستند به عنوان دادستان، قاضی و حتی مأمور اجرای حکم علیه مقامات فاسد یا خائن عمل کنند. وجود این شبکه اطلاعاتی فراگیر، که توسط سیستم ارتباطی کارآمد جاده شاهی پشتیبانی می‌شد، حس حضور دائمی و نظارت شاه را در دورترین نقاط امپراتوری القا می‌کرد و مقامات محلی را وادار به رعایت قوانین و حفظ وفاداری می‌نمود.

اقتصاد، مالیات و شریان‌های ارتباطی

قلب تپنده امپراتوری هخامنشی، یک سیستم اقتصادی و مالیاتی پیچیده بود که توسط نظام ساتراپی مدیریت می‌شد. داریوش بزرگ با درک این که قدرت نظامی بدون پشتوانه اقتصادی پایدار نیست، اصلاحات گسترده‌ای را در این زمینه به اجرا گذاشت. او برای هر ساتراپی یک مالیات سالانه ثابت تعیین کرد که باید به صورت شمش‌های طلا و نقره با وزن و عیار استاندارد پرداخت می‌شد. هرودوت در کتاب تاریخ خود فهرستی دقیق از میزان خراج هر ساتراپی ارائه می‌دهد که نشان‌دهنده ثروت عظیم و درآمد منظم دولت مرکزی است. برای مثال، ساتراپی بابل و آشور موظف به پرداخت سالانه هزار تالانت نقره بود، در حالی که مصر هفتصد تالانت نقره به همراه غله برای تأمین خوراک پادگان‌های ایرانی پرداخت می‌کرد.

برآورد خراج سالانه برخی ساتراپی‌های بزرگ (طبق گزارش هرودوت)(تالانت نقره)
بابل و آشور1,000مصر700سارد (لیدی)500ایونیا400باختر (باکتریا)360هندوش (سند)360

علاوه بر مالیات نقدی، ساتراپی‌ها موظف به تأمین «هدایا» یا مالیات‌های غیرنقدی نیز بودند. این شامل بهترین محصولات کشاورزی، دامی (مانند اسب‌های نسایی معروف)، پارچه‌ها، فلزات گران‌بها و کالاهای تخصصی هر منطقه می‌شد. نقش‌برجسته‌های پلکان آپادانا در تخت جمشید به زیبایی این سیستم را به تصویر می‌کشند، جایی که نمایندگان ملل مختلف با لباس‌های بومی خود در حال آوردن هدایایی برای شاهنشاه هستند. این درآمدها نه تنها هزینه‌های دربار عظیم سلطنتی و بوروکراسی گسترده را تأمین می‌کرد، بلکه برای تأمین مالی ارتش دائمی، ساخت و سازهای باشکوه (مانند تخت جمشید و شوش) و نگهداری از زیرساخت‌های حیاتی امپراتوری، به ویژه جاده شاهی، استفاده می‌شد.

جاده شاهی شاهرگ حیاتی امپراتوری بود. این جاده اصلی که از شهر سارد در غرب آناتولی (ترکیه امروزی) تا شوش در قلب ایران امتداد داشت، طولی حدود ۲۷۰۰ کیلومتر داشت و به ایستگاه‌های استراحت (چاپارخانه‌ها) مجهز بود. در این ایستگاه‌ها، اسب‌های تازه نفس و پیک‌های آماده حضور داشتند و به پیام‌رسانان سلطنتی اجازه می‌دادند تا این مسافت طولانی را در زمانی شگفت‌انگیز (حدود هفت تا نه روز) طی کنند، در حالی که یک مسافر عادی برای پیمودن همین مسیر به سه ماه زمان نیاز داشت. این شبکه ارتباطی سریع، به شاه امکان می‌داد تا فرامین خود را به سرعت به دورترین ساتراپی‌ها برساند، گزارش‌های اطلاعاتی را دریافت کند و در صورت لزوم، نیروهای نظامی را به سرعت به مناطق بحرانی اعزام کند. جاده شاهی همچنین تجارت و سفر را در سراسر امپراتوری تسهیل و به یکپارچگی اقتصادی و فرهنگی آن کمک شایانی می‌کرد.

مقایسه ساتراپی‌های منتخب هخامنشی
ساتراپیمرکز اصلیخراج سالانه تخمینی (طبق نظر هرودوت)ویژگی‌ها و اهمیت استراتژیک
بابیروش (بابل)بابل۱۰۰۰ تالانت نقره و ۵۰۰ خواجهثروتمندترین ساتراپی، مرکز کشاورزی و تجاری، دارای جمعیت و تاریخ کهن.
مودرایا (مصر)ممفیس۷۰۰ تالانت نقره و درآمد حاصل از ماهیگیریانبار غله امپراتوری، دارای موقعیت استراتژیک در آفریقا و مدیترانه، سابقه شورش‌های مکرر.
سپرد (لیدی)سارد۵۰۰ تالانت نقرهمرکز تجاری و مالی در غرب آناتولی، نقطه شروع جاده شاهی، اولین منطقه ضرب سکه.
یئونا (ایونیا)افسوس / میلتوس۴۰۰ تالانت نقرهمجموعه‌ای از شهرهای یونانی‌نشین ساحلی، مرکز تجارت دریایی، کانون تنش با یونان.
هندوش (هند)تاکسیلا (احتمالی)۳۶۰ تالانت غبار طلاشرقی‌ترین و یکی از ثروتمندترین ساتراپی‌ها، منبع طلا و سربازان مزدور.
باختریش (باختر)باختر (بلخ)۳۶۰ تالانت نقرهمنطقه‌ای کلیدی در آسیای میانه، در مسیر جاده ابریشم، تأمین‌کننده اسب‌های جنگی.

چالش‌ها، شورش‌ها و میراث ماندگار

با وجود کارایی بالا، نظام ساتراپی بدون چالش نبود. بزرگترین تهدید برای ثبات امپراتوری، پتانسیل شورش ساتراپ‌های قدرتمند بود. ثروت عظیم، ارتش‌های محلی و فاصله زیاد از پایتخت، گاهی ساتراپ‌های جاه‌طلب را وسوسه می‌کرد تا اعلام استقلال کنند یا برای کسب تخت و تاج سلطنتی با یکدیگر رقابت نمایند. این شورش‌ها، به ویژه در قرن چهارم پیش از میلاد، در ساتراپی‌های غربی مانند مصر، لیدی و فریگیه شایع‌تر بود. اگرچه شاهان هخامنشی مانند اردشیر دوم و اردشیر سوم اغلب در سرکوب این قیام‌ها موفق بودند، اما جنگ‌های داخلی مداوم منابع مالی و نظامی امپراتوری را تحلیل می‌برد و اقتدار مرکزی را تضعیف می‌کرد.

  1. کوروش بزرگ پادشاهی ماد را شکست می‌دهد و سنگ بنای امپراتوری هخامنشی و نظام اولیه ساتراپی را می‌گذارد.

با این حال، میراث نظام ساتراپی بسیار فراتر از دوره هخامنشی بود. این سیستم به قدری کارآمد و انعطاف‌پذیر بود که فاتحان بعدی، از جمله اسکندر مقدونی، آن را از بین نبردند بلکه آن را برای اداره امپراتوری خود اقتباس کردند. اسکندر بسیاری از ساتراپ‌های ایرانی را در مقام خود ابقا کرد و تنها فرماندهان نظامی مقدونی را در کنار آنها قرار داد و عملاً از همان مدل تقسیم قدرت هخامنشی بهره برد. جانشینان او، سلوکیان و بعدها اشکانیان و ساسانیان، همگی نسخه‌هایی از این ساختار استانی را در نظام‌های اداری خود به کار گرفتند. تأثیر این مدل حکمرانی را می‌توان حتی در تقسیمات استانی امپراتوری روم و خلافت‌های اسلامی نیز مشاهده کرد. نظام ساتراپی هخامنشی نه تنها یک دستاورد مدیریتی در زمان خود بود، بلکه یک الگوی پایدار برای حکمرانی بر جوامع گسترده و متنوع ارائه داد که تأثیر آن برای قرن‌ها در تاریخ جهان باقی ماند.

ریشه کلمه «ساتراپ»

واژه «ساتراپ» که از طریق زبان یونانی به زبان‌های اروپایی راه یافته، از کلمه پارسی باستان «خشثرپاون» (*xšaçapāvan*) می‌آید. این واژه ترکیبی از «خشثرا» (پادشاهی، قلمرو) و «پاون» (نگهبان) است و معنای تحت‌اللفظی آن «نگهبان قلمرو» می‌باشد.

زبان اداری امپراتوری

با وجود تنوع زبانی گسترده در امپراتوری هخامنشی، زبان آرامی به دلیل سادگی الفبای آن و سابقه استفاده در دیوان‌سالاری آشوری و بابلی، به عنوان زبان اداری مشترک (lingua franca) در سراسر ساتراپی‌ها برای مکاتبات رسمی و ثبت اسناد به کار می‌رفت.

سرعت شگفت‌انگیز پیک‌ها

هرودوت با شگفتی می‌نویسد: «نه برف، نه باران، نه گرما و نه تاریکی شب نمی‌تواند این پیک‌ها را از انجام سریع مأموریتشان باز دارد.» این توصیف از سیستم چاپارخانه هخامنشی الهام‌بخش شعار غیررسمی خدمات پستی ایالات متحده شده است.

خودمختاری قضایی

در بسیاری از ساتراپی‌ها، به ویژه در بابل و مصر، دادگاه‌های محلی بر اساس قوانین سنتی خود به فعالیت ادامه می‌دادند. ساتراپ و قضات سلطنتی تنها در موارد مهم یا به عنوان دادگاه تجدید نظر مداخله می‌کردند. این احترام به نظام‌های حقوقی محلی، یکی دیگر از جنبه‌های سیاست تسامح هخامنشی بود.

References

Frequently asked questions

ساتراپی چیست و چه کسی آن را ابداع کرد؟

ساتراپی یک واحد استانی در امپراتوری هخامنشی بود که توسط یک حاکم به نام ساتراپ اداره می‌شد. اگرچه ایده تقسیم قلمرو به استان‌ها ریشه در حکومت‌های پیشین مانند آشور و ماد داشت، اما این کوروش بزرگ بود که آن را به شکلی نظام‌مند برای اداره امپراتوری پهناور خود به کار گرفت و داریوش بزرگ آن را تکمیل و استاندارد کرد.

امپراتوری هخامنشی چند ساتراپی داشت؟

تعداد دقیق ساتراپی‌ها در طول زمان و بر اساس منابع مختلف متفاوت است. سنگ‌نبشته بیستون داریوش بزرگ به ۲۳ سرزمین اشاره می‌کند. هرودوت، مورخ یونانی، فهرستی از ۲۰ ناحیه مالیاتی ارائه می‌دهد. به طور کلی، می‌توان گفت امپراتوری به حدود ۲۰ تا ۳۰ ساتراپی اصلی تقسیم شده بود که برخی از آنها خود شامل واحدهای کوچک‌تری بودند.

وظیفه اصلی یک ساتراپ چه بود؟

وظیفه اصلی ساتراپ، نمایندگی شاه در استان و اداره امور مدنی بود. این شامل جمع‌آوری مالیات، اجرای عدالت، حفظ امنیت داخلی، نظارت بر اقتصاد محلی و توسعه زیرساخت‌ها مانند جاده‌ها و کانال‌ها می‌شد. آنها مسئول حفظ نظم و رفاه در قلمرو خود و ارسال منظم خراج به دربار شاهی بودند.

چرا نظام ساتراپی هخامنشی مهم است؟

این نظام یک الگوی بی‌نظیر برای مدیریت یک امپراتوری چندفرهنگی در دنیای باستان بود. اهمیت آن در ایجاد تعادل بین کنترل مرکزی و خودمختاری محلی نهفته است. این سیستم به جای تحمیل یک فرهنگ واحد، به سنت‌ها، ادیان و قوانین محلی احترام می‌گذاشت و همین امر باعث ثبات و دوام دویست ساله امپراتوری هخامنشی شد.

«چشم و گوش شاه» چه کسانی بودند؟

«چشم و گوش شاه» (در منابع یونانی basilikos ophthalmos) بازرسان ویژه‌ای بودند که مستقیماً توسط شاهنشاه منصوب می‌شدند. آنها به طور مخفیانه یا آشکار به ساتراپی‌ها سفر می‌کردند تا بر عملکرد ساتراپ‌ها و فرماندهان نظامی نظارت کنند، از وفاداری آنها اطمینان حاصل نمایند و گزارش‌های دقیقی از وضعیت استان‌ها به دربار مرکزی ارسال کنند. این سیستم نظارتی از فساد و شورش جلوگیری می‌کرد.

نظام مالیاتی در ساتراپی‌ها چگونه بود؟

داریوش بزرگ یک نظام مالیاتی ثابت و منظم را بنیان نهاد. هر ساتراپی موظف بود سالانه مقدار معینی خراج، عمدتاً به صورت طلا و نقره، به خزانه شاهی بپردازد. علاوه بر این، مالیات‌های غیرنقدی نیز به صورت محصولات کشاورزی، دام، و کالاهای تخصصی هر منطقه جمع‌آوری می‌شد که برای تأمین نیازهای ارتش و دربار مورد استفاده قرار می‌گرفت.

آیا ساتراپ‌ها شورش می‌کردند؟

بله، شورش ساتراپ‌ها، به ویژه در دوره‌های پایانی امپراتوری هخامنشی، یکی از چالش‌های اصلی دولت مرکزی بود. ساتراپ‌های قدرتمند در مناطق دورافتاده مانند مصر و آناتولی، با استفاده از ثروت و ارتش محلی خود، گاهی علیه شاهنشاه قیام می‌کردند. این شورش‌ها، اگرچه اغلب سرکوب می‌شدند، اما منابع امپراتوری را تحلیل می‌بردند و به تضعیف آن کمک کردند.