هنر ایرانی، در دو سنتِ بههمپیوسته شکل گرفته است: سنتِ «درباری» که در دربارهای ساسانی، سامانی، تیموری و صفوی پرورده شد و در شاهنامهنگاری، تذهیب و قالی شاهکارهای خود را پدید آورد؛ و سنتِ «مردمی» که در دستِ صنعتگرانِ بازار — سفالگرِ نیشابور، پارچهبافِ یزد، کاشیسازِ کاشان — نسل به نسل منتقل شد. این دو سنت در همهٔ تاریخ ایران در گفتوگوی پیوسته بودهاند.
نگارگری (مینیاتور)
مکتبهای شیراز، تبریز، هرات، قزوین و اصفهان از سدهٔ هشتم تا یازدهم هجری، طلاییترین دورانِ نگارگریِ جهان را پدید آوردند. کمالالدین بهزاد در هرات (سدهٔ نهم) اوج این هنر است؛ او در اواخر عمر به تبریز رفت و سرپرستی کتابخانهٔ شاهیِ شاهاسماعیلِ صفوی را بر عهده گرفت. سلطانمحمد، میرسیدعلی، آقا میرک و سیاوش بیگ گرجی، شاگردانِ او در شاهنامهٔ تهماسبی شاهکارِ مطلقِ نگارگریِ جهان را خلق کردند: ۲۵۸ تابلوی کوچکِ مذهّب که هر یک، یک شعرِ تصویری است.
در سدهٔ یازدهم، رضا عباسی در اصفهانِ شاهعباسِ کبیر، سبک تازهای پدید آورد — تکچهرهنگاری با خطِّ روان و رنگهای آرام. در سدهٔ سیزدهم، محمد غفاری (کمالالملک) با تأثیر از نقاشی اروپایی، مکتبی نو پایه نهاد که در پسوار و حسین شیخ ادامه یافت.
تذهیب
آرایشِ طلاکوبِ صفحاتِ قرآن، دیوانِ شعر و فرمانهای سلطانی. کوچکترین جزئیاتِ تذهیب، با موی سنجاب و طلای خالص نقش میشود. سرلوحههای گوهرشاد، سرلوحهٔ شاهنامهٔ بایسنقری، و سرلوحهٔ قرآنهای صفوی، نمونههای اوج این هنرند.
قالیبافی
صنعت ملی ایران؛ ببینید صفحهٔ فرش ایرانی.
مینا و خاتم
میناکاری: نقاشی بر فلز (عموماً مس) با لعاب رنگی و پختن در کورهٔ ۸۰۰ درجه — هنری که هر چه پختهتر شود، رنگهایش زندهتر میشود. اصفهان مرکز این هنرِ ۷۰۰ ساله است. قلمزنی: کندنِ نقشِ تیز روی فلزِ نرم (نقره، مس، برنج) با چکش و قلمِ فولادی. خاتمکاری: کنار هم چیدنِ مثلثهای یکمیلیمتریِ چوب، استخوان، عاج و فلز در نقشِ ششگوشِ ستارهای. صنایعدستی شیراز در این هنر شهرتی جهانی دارند.
سفال و کاشی
سفالینهٔ نیشابور (سدهٔ سوم تا پنجم)، گرگانِ سامانی، کاشانِ سلجوقی و سلطانآبادِ مغول، هر یک سبکی مستقل دارند. زرینفام (Lustreware) — اختراع ایرانی سدهٔ سوم — با تابش طلایی-مسیاش از طریق اندلس و مصر، بازار اروپا را تسخیر کرد و الگوی سفالسازی رنسانس ایتالیا (Majolica) شد. کاشی هفترنگ در صفویه به اوج رسید: مسجد امام و شیخ لطفالله اصفهان، صدها متر مربع از این کاشی را در خود دارند.
پارچه و ترمه
ترمهٔ یزد و کرمان با نقشِ بوتهٔ جقّهای، مخملِ کاشان با خوابِ ۸ میلیمتری، زریبافِ اصفهان با تار و پودِ سیمِ زر — این پارچهها از سدهٔ ۱۶ میلادی در دربارهای اروپا پوشیده میشد. نقشِ بوته (Paisley) که امروز در دستمالها، کراواتها و پارچههای جهان دیده میشود، در اصل از ترمهٔ کرمان به اسکاتلند رفت — به همان شهر «پیزلی» که نامش بر این نقش ماند.
طراحی کتاب و صحافی
سنتِ «کتابآرایی» ایرانی شاید گستردهترین هنرِ ترکیبیِ تاریخ بشر باشد. در یک نسخهٔ خطیِ صفوی، چهار هنرمند با هم کار میکردند: خوشنویس (متن را با نستعلیق مینوشت)، نگارگر (تصویرها را میکشید)، تذهیبگر (حاشیهها و سرلوحه را طلاکوب میکرد) و صحاف (جلدِ چرم با مهرهای فلزی میساخت). هر کتابِ شاهی، گاهی ده سال کار میبرد.
هنر معاصر
در سدهٔ بیستم، نسلی از هنرمندان ایرانی — حسین زندهرودی، پرویز تناولی، منیر فرمانفرماییان، ضیاپور، چارلز حسین زندوی، شیرین نشاط، فرهاد مشیری و رکنی حائریزاده — جنبشِ «سقاخانه» را پدید آوردند که هنرِ سنتیِ ایرانی را با گرامرِ مدرنیستِ جهانی پیوند داد. آثار آنها امروز در گالریهای ساچی، گوگنهایم، تیت مدرن و موزهٔ بریتانیا نگهداری میشود.
