پرسش «ایران درست است یا پرشیا (پارس)؟» در میان ایرانیان و خارجیان همواره مطرح بوده است. پاسخ ساده است: هر دو نام به یک کشور اشاره دارند، هر دو ریشهٔ تاریخی دارند، و هیچیک «اشتباه» نیست.
ریشهٔ نام «ایران»
واژهٔ ایران از «اَیریانَه» (Aryānā) در زبان اوستایی به معنای «سرزمین آریاییان» میآید. کهنترین کاربرد رسمی این نام به دورهٔ ساسانی برمیگردد؛ اردشیر بابکان خود را «شاهنشاه ایران» و خسرو انوشیروان خود را «شاهنشاه ایران و انیران» (ایران و غیر ایران) خواند. ایرانیان از آن زمان تا امروز، یعنی دستِکم ۱۸۰۰ سال، سرزمین خود را «ایران» میخوانند.
ریشهٔ نام «پارس / پرشیا»
یونانیان باستان، نام کل کشور را از نام جنوبیترین استان آن — «پارسَه» (استان فارس امروزی) — برگرفتند، زیرا دودمان هخامنشی از همین استان برخاسته بود. این نام از طریق یونانی (Persis) و لاتین (Persia) به همهٔ زبانهای اروپایی راه یافت.
۱۳۱۴ خورشیدی — تغییر رسمی
در سال ۱۳۱۴ (۱۹۳۵ میلادی)، رضاشاه پهلوی از دولتهای خارجی خواست در مکاتبات دیپلماتیک نام «ایران» را به جای «پرشیا» به کار ببرند. هدف، یکیسازی نام رسمی با نامی بود که خود ایرانیان قرنها به کار میبردند. در سال ۱۳۳۸ خورشیدی، محمدرضاشاه اعلام کرد که هر دو نام «ایران» و «پرشیا» بهجای یکدیگر قابل استفاده است.
پس امروز کدام را به کار ببریم؟
در زمینهٔ تاریخی و فرهنگی — «شعر پارسی»، «فرش پارسی»، «گربهٔ پرشین»، «امپراتوری پارس» — استفاده از «پارس / Persia» کاملاً درست و حتی متداولتر است. در زمینهٔ جغرافیایی و سیاسیِ امروز — کشور، دولت، ملت — «ایران» نام رسمی است.
«من خسرو، شاهنشاهِ ایران و انیران، فرزند کواد، از تخمهٔ ایزدان.»
چرا این موضوع مهم است؟
ایران در واقع کهنترین کشور پیوستهای است که نامش تغییر اساسی نکرده است؛ همان نامی که ساسانیان به کار میبردند، امروز هم رسمی است. این پیوستگیِ نام، گواه پیوستگی هویتیِ یک ملت در طول هزاران سال است.
ایرانِ بزرگ — جغرافیای فرهنگی
«ایرانِ بزرگ» یا «ایرانزمین»، اصطلاحی جغرافیایی-فرهنگی است که گسترهٔ نفوذ زبان فارسی و فرهنگ ایرانی را در بر میگیرد: از قفقاز و آناتولیِ شرقی در غرب، تا سند و گجراتِ هند در شرق؛ از خوارزم و سمرقند در شمال، تا عمان و بحرین در جنوب. در این گستره، شعر فارسی، معماری ایرانی، آیین نوروز و دستگاههای موسیقی، عناصرِ مشترک بودهاند. تاجیکستان و افغانستان هنوز فارسیزباناند؛ ازبکستان، قزاقستان، آذربایجان، ترکمنستان، گرجستان، پاکستان و حتی چینِ غربی (سینکیانگ)، تا سدهٔ نوزدهم بخشی از این حوزهٔ فرهنگی بودند.
تفاوت «ایرانی» و «فارسی»
«ایرانی» اشاره به همهٔ مردمانِ سرزمین ایران دارد: فارس، آذری، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن، لر، لکی، گیلک، مازنی، تالشی، تاتی، و دیگران. «فارسی» (یا «فارس») تنها به یکی از این گروهها — فارسیزبانانِ مرکز و جنوبِ ایران — اطلاق میشود. در زبان انگلیسی، «Persian» در گذشته معنای دومی نیز داشت — یعنی همهٔ ایرانیان — که امروز کمتر کاربرد دارد. «ایرانی» نام ملیت است؛ «فارسی» نامِ زبان و قومیت.
زبان فارسی در ایران، در افغانستان دری و در تاجیکستان تاجیکی نامیده میشود — اما هر سه، گویشهای یک زبان واحدند؛ همان زبانی که حافظ، سعدی، مولانا، رودکی و فردوسی به آن نوشتهاند.
چرا غربیان دیرتر «ایران» را پذیرفتند؟
دو دلیل: نخست، اینرسیِ نام دوهزارساله — کلمهای که هرودوت در ۴۵۰ پیش از میلاد به کار برده بود، در ۱۹۳۵ بهسادگی کنار نمیرفت. دوم، در ذهنِ غربی، «Persia» با شعر، فرش، گربه و میراثِ کهن گره خورده بود — و «Iran»ِ خبرگزاریها، تنها به سیاستِ روز اشاره داشت. به همین سبب، در ۱۹۵۹ شاهِ ایران رسماً اجازه داد هر دو نام — «ایران» و «پرشیا» — به جای یکدیگر به کار رود.
اکنون چه باید گفت؟
هیچکدام اشتباه نیست. در گفتارِ روزمره، «ایران» و «ایرانی» را بگوییم. در زمینهٔ تاریخی، ادبی و هنری — «امپراتوری پارس»، «فرشِ ایرانی»، «شعر پارسی»، «گربهٔ پرشین» — هر دو رواست. غریب آن است که نام کشورِ نویسندهٔ شاهنامه، نام کشورِ خیام و حافظ و سعدی، ۲۸۰۰ سال است که در زبان ایرانیان «ایران» بوده است؛ ولی غریبهتر آن که، اروپاییها هم هزاران سال «پارس» را به یاد سپردهاند. هر دو، حقایقِ زندهاند، و هیچیک نیازی به حذفشدن ندارد.
