سه دورهٔ زبان فارسی
پارسی باستان (۵۲۵ تا ۳۳۰ پیش از میلاد): زبانِ کتیبههای هخامنشی، به خط میخی. کهنترین نمونه: کتیبهٔ بیستون داریوش.
پارسی میانه (پهلوی) (سدهٔ سوم پیش از میلاد تا سدهٔ نهم میلادی): زبانِ اشکانی و ساسانی. آثاری چون «اَردا ویرافنامه» و «درخت آسوریک» به این زبان است.
پارسی نو (سدهٔ نهم میلادی تا امروز): زبانی که فردوسی، حافظ و سعدی به آن سرودند و امروز نزدیک به ۱۲۰ میلیون نفر در ایران، افغانستان (دری) و تاجیکستان (تاجیکی) به آن سخن میگویند.
قلمرو جغرافیایی پارسی
هزار سال (از سدهٔ نهم تا هجدهم میلادی) فارسی، زبان رسمی فرهنگ و دیوان از استانبول تا دهلی بود. شاهان عثمانی، گورکانیان هند و مغولان همه به فارسی شعر میگفتند.
واژههای فارسی در زبان انگلیسی
Paradise ← پارادایس / پردیس — از «پایریدئزه» اوستایی، به معنای باغ گرداگرد دیوار.
Caravan ← کاروان — از «کاروان» فارسی، گروه مسافران.
Bazaar ← بازار — از «بازار» فارسی میانه.
Pajama ← پاجامه (پایجامه) — از «پای + جامه»، شلوار راحتی ایرانی که از هند به انگلستان رفت.
Lemon ← لیمو — از «لیمو» فارسی، از طریق عربی و ایتالیایی.
Sugar ← شکر — از «شَکَر» فارسی.
Tulip ← تولیپ / دولبند (لاله) — از «دلبند» فارسی، شکل دستار.
Spinach ← اسفناج — اسفناج، از فارسی به عربی، اسپانیایی و انگلیسی.
Khaki ← خاکی — از «خاک» فارسی.
Magic ← ماجیک — از «مَغ» (مغهای زرتشتی)، روحانیان ماد.
خط فارسی
پارسی نو با الفبای عربی نوشته میشود، با چهار حرف افزوده: پ، چ، ژ، گ. خط نستعلیق، شکل ایرانیِ این الفباست؛ هنرِ ملیِ ایرانیان.
