پنج هزاره

تاریخ ایران

از الواحِ پیشاایلامیِ شوش تا جمهوری اسلامی — رشتهٔ پیوستهٔ حکومت، زبان و هویت بر فلات ایران؛ روایتی در پانزده فصل و شاهنشاهی‌هایی که یک‌چهارمِ تاریخِ ثبت‌شدهٔ بشر را شکل دادند.

تصویر: منشور کوروش، موزهٔ بریتانیا — ویکی‌مدیا کامنز

تاریخ ایران یکی از کم‌شمار رشته‌های پیوستهٔ تاریخ بشری است که از هزارهٔ هفتم پیش از میلاد تا امروز، گاه با تغییر دودمان و گاه با تغییر دین، اما همواره با حفظ هستهٔ زبانی و فرهنگی، ادامه یافته است. این صفحه روایتی فشرده اما مستند از پنج هزار سال زندگیِ متمدنانه بر فلات ایران است — از روستاهای سفال‌نشین زاگرس تا تهرانِ نُه میلیون‌نفری امروز.

۷۰۰۰ پ.م
کهن‌ترین روستاها
تپه سیلک، گنج‌دره، چغامیش
٪۴۴
سهم از جمعیتِ جهان
هخامنشیان در اوج (داریوش بزرگ)
۱۰
دودمانِ شاهنشاهی
از هخامنشی تا پهلوی
۲۷
میراث جهانی یونسکو
ثبت فرهنگی و طبیعی ایران
منشور کوروش (۵۳۹ پ.م) — کهن‌ترین فرمانِ شناخته‌شدهٔ آزادیِ دین. موزهٔ بریتانیا.
منشور کوروش (۵۳۹ پ.م) — کهن‌ترین فرمانِ شناخته‌شدهٔ آزادیِ دین. موزهٔ بریتانیا.
پلکانِ آپادانای تخت‌جمشید — صفِ بیست‌وسه هیئتِ خراج‌گزارِ شاهنشاهیِ هخامنشی.
پلکانِ آپادانای تخت‌جمشید — صفِ بیست‌وسه هیئتِ خراج‌گزارِ شاهنشاهیِ هخامنشی.
تاق کسری در تیسفون — بزرگ‌ترین تاقِ آجریِ بدون‌بستِ جهانِ باستان.
تاق کسری در تیسفون — بزرگ‌ترین تاقِ آجریِ بدون‌بستِ جهانِ باستان.

فصل اول — پیش از تاریخ و ایلامی‌ها (حدود ۷۰۰۰ تا ۵۳۹ پ.م)

بسیار پیش از آن‌که نامِ «ایران» در منابعِ مکتوب پدیدار شود، فلاتِ بلندِ میانِ بین‌النهرین و سند، خود یکی از کانون‌های نخستینِ شهرنشینی بود. در هزارهٔ هفتم پیش از میلاد، روستاهای سفالِ منقوش در دامنه‌های زاگرس — در سایت‌هایی چون تپه سیلک (کاشان)، گنج‌دره (کرمانشاه) و چغامیش (خوزستان) — پدید آمدند. اهلی‌کردنِ بز، کهن‌ترین پارچه‌های بافته‌شدهٔ جهان و ذوبِ مس همگی در فاصله‌ای کوتاه از یکدیگر در همین فلات ظاهر شدند؛ انقلابی خاموش که بعدها شهرهای سومر و اَکَّد را در پایین‌دست تغذیه کرد.

از دلِ این روستاها، پادشاهیِ ایلام با مرکزیتِ شوش در خوزستانِ امروزی برآمد. کاتبانِ ایلامی، خطی به نام «پیشاایلامی» را از حدود ۳۱۰۰ پ.م به کار می‌بردند — خطی که هنوز تنها بخشی از آن خوانده شده است و در کنارِ سومری و مصری، یکی از سه ابداعِ مستقلِ نگارش در تاریخِ بشر به شمار می‌آید. ایلام بیش از دو هزار سال با دودمان‌های سومری، اَکَّدی و بابلیِ پست‌بومی جنگید، داد و ستد کرد و وصلت نمود. زیگوراتِ بزرگِ چغازنبیل (حدود ۱۲۵۰ پ.م) که امروز در فهرستِ میراث جهانی یونسکو ثبت شده، بهترین نمونهٔ بازماندهٔ زیگورات بیرون از بین‌النهرین است.

در شرقِ فلات، فرهنگِ عصرِ مفرغیِ جیرفت در کرمان، ظروفِ کلریتیِ منبت‌کاری‌شده‌ای پدید آورد که از همان‌جا تا گورهای سلطنتیِ اور در عراقِ امروزی یافت شده‌اند. در کویرهای سیستان، شهرِ نقشه‌مندِ شهر سوخته — «بُرنت‌سیتیِ» باستان‌شناسان — کهن‌ترین تصویرِ متحرکِ شناخته‌شدهٔ جهان (تصویری از بزِ جهنده روی جامی سفالی، حدود ۳۲۰۰ پ.م)، نخستین چشمِ مصنوعیِ شناخته‌شده، و یکی از کهن‌ترین تخته‌بازی‌های شبیه به تخته‌نرد را به ما هدیه داده است.

نقشِ آجرِ لعاب‌دارِ گاردِ شاهنشاهیِ هخامنشی از کاخِ داریوش در شوش، اکنون در موزهٔ لوور پاریس.
نقشِ آجرِ لعاب‌دارِ گاردِ شاهنشاهیِ هخامنشی از کاخِ داریوش در شوش، اکنون در موزهٔ لوور پاریس.موزهٔ لوور / ویکی‌مدیا
زیگوراتِ ایلامیِ چغازنبیل (حدود ۱۲۵۰ پ.م)، خوزستان — بهترین نمونهٔ بازماندهٔ زیگورات بیرون از بین‌النهرین و نخستین میراث جهانی یونسکو در ایران (ثبتِ ۱۹۷۹).
زیگوراتِ ایلامیِ چغازنبیل (حدود ۱۲۵۰ پ.م)، خوزستان — بهترین نمونهٔ بازماندهٔ زیگورات بیرون از بین‌النهرین و نخستین میراث جهانی یونسکو در ایران (ثبتِ ۱۹۷۹).ویکی‌مدیا

فصل دوم — مادها و زایشِ پارس (حدود ۷۰۰ تا ۵۵۰ پ.م)

مردمانِ ایرانی — سخن‌گویانِ شاخه‌ای از خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی که اوستایی، فارسیِ باستان، سُغدی، بلخی و سَکایی را در بر می‌گیرد — در یک کوچِ کند در نیمهٔ دومِ هزارهٔ دوم پیش از میلاد به فلات وارد شدند. در آغازِ سدهٔ هفتمِ پ.م، شاخهٔ غربیِ ایشان — یعنی مادها — زیرِ فرمانِ دیاکو (دیوکس در منابعِ یونانی) اتحادیه‌ای را در پایتختِ هگمتانه (همدانِ امروزی) تشکیل دادند. در ۶۱۲ پ.م، شاهِ ماد هووخشتره در پیمان با بابلی‌ها، پایتختِ آشورِ نو، نینوا، را گشود و خونین‌ترین امپراتوریِ جهانِ باستان را فروپاشاند.

در جنوبِ ماد، در سرزمینِ پارس (پرسیس)، دودمانی فرعی — هخامنشیان — به آرامی قدرت می‌گرفت. در ۵۵۰ پ.م شاهزادهٔ پارسی کوروشِ دوم که در دربارِ ماد بزرگ شده بود، علیه پدربزرگِ مادری‌اش آستیاگ شورید، هگمتانه را گرفت و دولتی را به ارث برد که نیمی از فلات ایران را در دست داشت. در طیِ بیست سال نیز کرزوسِ لیدیه و امپراتوریِ بابلِ نو را شکست داد — و جهان نخستین حکومتِ فراقاره‌ای خود را به دست آورد.

«منم کوروش، شاهِ جهان، شاهِ بزرگ، شاهِ نیرومند… همهٔ مردمانِ بابل را از یوغی که بر آنان نهاده بودند آزاد کردم. خدایانی را که به بابل آورده بودند، به شهرهای مقدسشان بازگرداندم.»
منشور کوروش، سطرهای ۳۰ تا ۳۵ — ترجمهٔ ایروینگ فینکل، موزهٔ بریتانیا

فصل سوم — شاهنشاهیِ هخامنشی (۵۵۰ تا ۳۳۰ پ.م)

امپراتوری‌ای که کوروش بنیان نهاد و داریوش بزرگ (پادشاهی ۵۲۲ تا ۴۸۶ پ.م) به نظم در آورد، بزرگ‌ترین حکومتی بود که جهان تا آن روز به خود دیده بود — بیش از ۵٫۵ میلیون کیلومتر مربع، با حدود ۴۴ درصدِ جمعیتِ جهانیِ آن روزگار. بیست ساتراپ‌نشین، که هر یک به دستِ فرمانداری ایرانی اداره می‌شد و گزارش‌های مستقلی از سویِ بازرسانِ شاهی — همان «چشم و گوشِ شاه» — به مرکز می‌فرستاد، جانشینِ تکه‌پارگیِ دو هزار سالهٔ دیپلماسیِ شهر-دولت‌های خاور نزدیک شد.

داریوش، اوزان و مقیاس‌ها را یکسان کرد، سکهٔ زرینِ دَریک را ضرب نمود، و شاهراهِ شاهی به طولِ ۲٬۵۰۰ کیلومتر از سارد (در غربِ ترکیهٔ امروزی) تا شوش را با ایستگاه‌های چاپاری در هر ۲۵ کیلومتر ساخت — همان نظامِ پستی که هرودوت با ستایش از آن نوشت «نه برف، نه باران، نه گرما و نه تاریکیِ شب، چاپاران را از طیِ مسیر باز نمی‌دارد». کانالِ میانِ نیل و دریای سرخ، چهار پایتختِ یادمانی (پاسارگاد، شوش، هگمتانه و تخت‌جمشید) و کتیبهٔ صخره‌ای و سه‌زبانهٔ بیستون — «روزتای میخیِ تاریخ» — همگی محصولِ یک پادشاهی‌اند.

پلکانِ شرقیِ تالارِ آپادانای تخت‌جمشید (حدود ۵۱۵ پ.م) — نقشِ بیست‌وسه هیئت از ملل تابعِ شاهنشاهی در حالِ آوردنِ خراج.
پلکانِ شرقیِ تالارِ آپادانای تخت‌جمشید (حدود ۵۱۵ پ.م) — نقشِ بیست‌وسه هیئت از ملل تابعِ شاهنشاهی در حالِ آوردنِ خراج.ویکی‌مدیا / مالکیتِ عمومی
صخرهٔ بیستون که داریوش بزرگ پیروزی‌اش را به سه زبانِ فارسیِ باستان، ایلامی و بابلی بر آن نگاشت — متنی که سِر هنری راولینسون در دههٔ ۱۸۴۰ از روی آن خطِ میخی را گشود.
صخرهٔ بیستون که داریوش بزرگ پیروزی‌اش را به سه زبانِ فارسیِ باستان، ایلامی و بابلی بر آن نگاشت — متنی که سِر هنری راولینسون در دههٔ ۱۸۴۰ از روی آن خطِ میخی را گشود.ویکی‌مدیا
نقش‌رستم — آرامگاه‌های صخره‌ایِ داریوش، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم، با نقشِ ساسانیِ پیروزیِ شاپور یکم بر والرینِ امپراتورِ روم در پایین.
نقش‌رستم — آرامگاه‌های صخره‌ایِ داریوش، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم، با نقشِ ساسانیِ پیروزیِ شاپور یکم بر والرینِ امپراتورِ روم در پایین.ویکی‌مدیا

رواداریِ هخامنشی، سیاستی آگاهانه بود. منشور کوروش که آن را اغلب «نخستین فرمانِ حقوق بشرِ جهان» می‌خوانند، مردمانِ تبعیدی و خدایانشان را به سرزمین‌های اصلی‌شان بازگرداند — و عهدِ عتیق نیز در باب اِزرا (فصل یکم) همین فرمان را ثبت کرده و بازسازیِ معبدِ اورشلیم را به کوروش نسبت می‌دهد. با این حال، این پاکسِ پارسیکا بی‌مرز نبود: جنگ‌های یونان و ایران (۴۹۹ تا ۴۴۹ پ.م)، سوزاندنِ آکروپلِ آتن به دستِ خشایارشا در ۴۸۰ پ.م، و سرانجام تسخیرِ ایران به دستِ اسکندر مقدونی در ۳۳۰ پ.م، فصلِ غربیِ داستانی هستند که منابعِ ایرانی آن را به‌گونه‌ای دیگر روایت می‌کنند.

چهار پایتختِ تشریفاتیِ شاهنشاهیِ هخامنشی
پایتختبنیان‌گذارنقشوضعِ امروز
پاسارگادکوروشِ دوم، حدودِ ۵۴۶ پ.مبنیادِ دودمان؛ آرامگاهِ کوروشمیراثِ یونسکو ۲۰۰۴ — استانِ فارس
شوشمیراثی از ایلامی‌هاپایتختِ اداری و زمستانیآپادانای داریوش — پارکِ باستان‌شناسیِ شوش
هگمتانهپایتختِ مادها که هخامنشیان نگه داشتندپایتختِ تابستانی در ارتفاعاتزیرِ همدانِ امروزی پنهان است
تخت‌جمشیدداریوش بزرگ، ۵۱۸ پ.مپایتختِ تشریفاتی — بارهای نوروزیمیراثِ یونسکو ۱۹۷۹ — سالم‌ترین شهرِ هخامنشی

فصل چهارم — سلوکیان و اشکانیان (۳۱۲ پ.م تا ۲۲۴ م)

امپراتوریِ اسکندر پس از مرگش پاره‌پاره شد و ایران به سرداری از او به نامِ سلوکوس و جانشینانش رسید. حکومتِ یونانی‌مآبِ سلوکی اما اندکی بیش از یک قرن دوام نیاورد. اشکانیانِ آرسَکی، قومی ایرانیِ کوچ‌نشین از دشت‌های شمال‌شرقِ خزر، در ۲۴۷ پ.م به رهبریِ اَرشَکِ یکم فلات را پس گرفتند. کنفدراسیونِ سستِ فئودالیِ ایشان — که نویسندگانِ رومی به «نااِنسجام» متهمش می‌کردند — نزدیک به پنج قرن، رومیان را پشتِ فرات نگاه داشت؛ مدتی بیشتر از آن‌چه خودِ امپراتوریِ روم بر مدیترانهٔ غربی فرمان راند.

در نبردِ حَرّان (کارهای، ۵۳ پ.م)، سواره‌نظامِ سنگین‌اسلحهٔ اشکانی و کمانگیرانِ سوارِ ایشان، هفت لژیونِ رومی به فرماندهیِ کِراسوس را نابود کردند و تنها عقابِ سپاهِ روم را که در شرق گم شد، با خود به ایران آوردند. «تیرِ پارتی» — یعنی برگشتن بر زینِ اسب و رها کردنِ آخرین تیر در حالِ فرار — به همهٔ زبان‌های اروپایی به‌مثابهٔ استعاره‌ای از «حرفِ آخرِ کوبنده» راه یافت.

تندیسِ مفرغیِ نجیب‌زادهٔ اشکانی از شَمیِ خوزستان (حدود سدهٔ یکم میلادی)، اکنون در موزهٔ ملی ایران.
تندیسِ مفرغیِ نجیب‌زادهٔ اشکانی از شَمیِ خوزستان (حدود سدهٔ یکم میلادی)، اکنون در موزهٔ ملی ایران.موزهٔ ملی ایران / ویکی‌مدیا

فصل پنجم — شاهنشاهیِ ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ م)

در ۲۲۴ میلادی، اردشیرِ بابکان، سرداری از پارس، آخرین شاهِ اشکانی را شکست داد و آگاهانه اندیشهٔ شاهنشاهیِ هخامنشی را احیا کرد. شاهنشاهیِ ساسانی آخرین امپراتوریِ بزرگِ ایرانیِ دورانِ باستان بود و بیش از چهار قرن، رقیبِ اصلیِ روم و بیزانس به شمار می‌رفت.

شاپورِ یکم (پادشاهی ۲۴۰ تا ۲۷۰ م) دو بار سپاهیانِ روم را شکست داد و امپراتور والرین را به اسارت گرفت — رویدادی که در نقشِ صخره‌ایِ بزرگِ نقش‌رستم جاودانه شده است. خسروِ اول انوشیروان (پادشاهی ۵۳۱ تا ۵۷۹ م) که در سنتِ ایرانی به «دادگر» شناخته می‌شود، نظامِ مالیاتی را اصلاح کرد، قانون را مدون نمود، و فیلسوفانِ نوافلاطونیِ یونانی را که ژوستینیانِ بیزانس از آتن اخراج کرده بود، در دربارِ خود پذیرفت. این فیلسوفان آثارِ ارسطو را به دانشگاهِ گُندی‌شاپور آوردند — نهادی که آمیزه‌ای از علومِ یونانی، هندی، ایرانی و سُریانی بود و نخستین بیمارستانِ آموزشیِ جهان به شمار می‌رود. همین گُندی‌شاپور بود که چندی بعد، چشمهٔ بیت‌الحکمهٔ بغداد شد.

تاق کسری در تیسفون (سدهٔ ششم میلادی) — بزرگ‌ترین تاقِ آجریِ بدون‌بست در همهٔ دورانِ باستان.
تاق کسری در تیسفون (سدهٔ ششم میلادی) — بزرگ‌ترین تاقِ آجریِ بدون‌بست در همهٔ دورانِ باستان.ویکی‌مدیا

فروپاشیِ ساسانی با سرعتی تکان‌دهنده روی داد. دو دههٔ طاعون و جنگی فرسایشی با بیزانس، امپراتوری را خسته کرده بود. در ۶۳۶ م سپاهِ اعراب به فرماندهیِ خلیفهٔ دوم، عمر، در نبردِ قادسیه سپاهِ ساسانی را در هم شکست؛ و در ۶۵۱ آخرین شاهِ ساسانی، یزدگردِ سوم، در حالِ گریز در نزدیکیِ مرو کشته شد.

فصل ششم — ایرانِ اسلامی و رنسانسِ ایرانی (۶۵۱ تا ۱۲۱۹ م)

فتحِ اعراب، اسلام را به ایران آورد، اما ایران را پاک نکرد. در طیِ دو قرن، کاتبان (کُتّاب) و وزیرانِ ایرانی، چنان جایگاهی در دستگاهِ خلافتِ عباسی یافتند که بغداد را — که بر روی روستایی ساسانی ساخته شده و الگوهای تشریفاتیِ آن مستقیماً از دربارِ ساسانی گرفته شده بود — عملاً اداره می‌کردند. مترجمانِ ایرانی‌تبار، آثارِ پهلوی، سَنسکریت و یونانی را به عربی برگرداندند؛ خودِ واژهٔ «الگوریتم» از نامِ ریاضی‌دانِ خوارزمی، محمد بن موسی خوارزمی، به اروپا رسیده است.

از نظرِ سیاسی نیز ایران تقریباً بی‌درنگ خود را بازیافت. سامانیانِ بخارا (۸۱۹ تا ۹۹۹ م) فارسیِ نو را به‌مثابهٔ زبانِ ادبی احیا کردند، از رودکی پشتیبانی نمودند، و نسلی از دانشمندانِ بزرگ پرورش دادند — از جمله ابن‌سینا (پورِسینا) که قانون در طب او تا سدهٔ هفدهم، کتابِ درسیِ پزشکیِ دانشگاه‌های اروپا بود. بویه‌ای‌هایِ غربِ ایران از ۹۴۵ تا ۱۰۵۵ م بر خلیفهٔ بغداد فرمان راندند، و در شرق، سلطان محمودِ غزنوی از فردوسی حمایت کرد تا شاهنشاهیِ پنجاه‌هزاربیتیِ خود، شاهنامه — اپیکِ ملی‌ای که یک‌تنه هزار سال اسطوره و تاریخِ ایرانی را زنده نگاه داشت — را به پایان رساند.

«بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی»
فردوسی، شاهنامه
تندیسِ حکیم ابوالقاسم فردوسی (۹۴۰ تا ۱۰۲۰ م) در آرامگاهِ او در توس، خراسان.
تندیسِ حکیم ابوالقاسم فردوسی (۹۴۰ تا ۱۰۲۰ م) در آرامگاهِ او در توس، خراسان.ویکی‌مدیا

فصل هفتم — سلجوقیان، مغول‌ها و تیموریان (۱۰۳۷ تا ۱۵۰۱)

سدهٔ یازدهم، موجِ تازه‌ای از کوچِ ترکان را به همراه آورد. سلجوقیان امپراتوری‌ای از مدیترانه تا آسیای میانه ساختند، اما دستگاهِ اداریِ ایشان تقریباً به‌تمامی ایرانی بود: سیاست‌نامهٔ وزیرِ بزرگ خواجه نظام‌الملک هنوز یکی از کتاب‌های کلاسیکِ کشورداری در زبانِ فارسی است؛ و شبکهٔ مدرسه‌های نظامیه‌ای که او بنیان نهاد، قرن‌ها بر آموزشِ اهلِ سنت اثر گذاشت. در همین دورانِ سلجوقی، عمر خیام تقویمِ ایرانی را با دقتی اصلاح کرد که تا اصلاحِ گرگوریِ پانصد سالِ بعد بی‌رقیب ماند.

سپس فاجعه از راه رسید. میانِ سال‌های ۱۲۱۹ تا ۱۲۲۱ م، سپاهِ چنگیزخان چنان خراسان را ویران کرد که شهرهای مرو، نیشابور، هرات و بلخ سال‌ها از این ضربه برنخاستند. تخمین‌ها از یک تا ده میلیون کشته را بازگو می‌کنند؛ کلِ نظام‌های آبیاریِ قنات از کار افتاد و تا سدهٔ بیستم بازسازی نشد. با این حال، در طیِ دو نسل، ایلخانانِ مغول به اسلام گرویدند، فارسی را زبانِ دیوان کردند، و یکی از درخشان‌ترین دوران‌های تاریخ‌نگاریِ ایرانی (جامع‌التواریخِ رشیدالدین فضل‌الله) و ستاره‌شناسی (رصدخانهٔ مراغهٔ خواجه نصیرالدینِ توسی) را پدید آوردند.

فاتحِ سدهٔ چهاردهم، تیمور لنگ، موجِ دومِ ویرانی را آورد، اما تباران تیموریِ او در هرات و سمرقند به برخی از پالایش‌خواه‌ترین حامیانِ هنرِ کتاب، نگارگری و ستاره‌شناسی در تاریخِ بشر بدل شدند: رصدخانهٔ الغ‌بیگ در سمرقند، دقیق‌ترین فهرستِ ستاره‌ایِ پیش از تلسکوپ را به جای گذاشت.

سرلوحِ شاهنامهٔ بایسنغری که در ۱۴۳۰ در هرات برای شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا تکمیل شد — شاهکارِ نگارگریِ ایرانی، اکنون در کتابخانهٔ کاخِ گلستانِ تهران.
سرلوحِ شاهنامهٔ بایسنغری که در ۱۴۳۰ در هرات برای شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا تکمیل شد — شاهکارِ نگارگریِ ایرانی، اکنون در کتابخانهٔ کاخِ گلستانِ تهران.ویکی‌مدیا

فصل هشتم — شاهنشاهیِ صفوی (۱۵۰۱ تا ۱۷۳۶)

در ۱۵۰۱، شاه اسماعیلِ یکم، نوجوانِ پانزده‌سالهٔ رهبرِ طریقتِ صوفیِ مبارزِ اردبیلیه، تبریز را گرفت و تشیعِ دوازده‌امامی را دینِ رسمیِ ایران اعلام کرد — تصمیمی که جغرافیای مذهبیِ کلِ خاورِ میانه را بازآفرینی کرد و تا امروز پایدار است. جانشینِ او شاه تهماسبِ یکم، پس از شکستِ چالدران در ۱۵۱۴ — نخستین نبردِ بزرگی که در شرقِ جهانِ اسلام، باروت سرنوشتِ روز را تعیین کرد — پایتخت را برای دور شدن از فشارِ عثمانی به قزوین برد.

در زمانِ شاه عباسِ بزرگ (پادشاهی ۱۵۸۸ تا ۱۶۲۹) امپراتوری به اوجِ خود رسید. او پایتخت را به اصفهان منتقل کرد و آن را به یکی از باشکوه‌ترین شهرهای جهانِ مدرنِ آغازین بدل ساخت — ضرب‌المثلِ «اصفهان نصفِ جهان است» از همین دوران یادگار مانده. میدانِ نقش‌جهان، مسجدِ شیخ لطف‌الله، عالی‌قاپو و باغ-کوشکِ چهل‌ستون، همگی از یادمان‌های ثبت‌شدهٔ یونسکو در دورانِ او هستند.

میدانِ نقش‌جهانِ اصفهان، طراحی‌شدهٔ شاه عباسِ یکم (حدودِ ۱۶۰۲).
میدانِ نقش‌جهانِ اصفهان، طراحی‌شدهٔ شاه عباسِ یکم (حدودِ ۱۶۰۲).ویکی‌مدیا
قالیِ اردبیل (۱۵۳۹–۱۵۴۰ م) که برای آرامگاهِ شیخ صفی‌الدین در اردبیل بافته شده — بیست‌وشش میلیون گره، امضای مقصودِ کاشانی. اکنون در موزهٔ ویکتوریا و آلبرتِ لندن.
قالیِ اردبیل (۱۵۳۹–۱۵۴۰ م) که برای آرامگاهِ شیخ صفی‌الدین در اردبیل بافته شده — بیست‌وشش میلیون گره، امضای مقصودِ کاشانی. اکنون در موزهٔ ویکتوریا و آلبرتِ لندن.ویکی‌مدیا
باغِ فینِ کاشان — نمونهٔ کلاسیکِ چهارباغِ ایرانی و بخشی از ثبتِ «باغِ ایرانی» در فهرستِ یونسکو.
باغِ فینِ کاشان — نمونهٔ کلاسیکِ چهارباغِ ایرانی و بخشی از ثبتِ «باغِ ایرانی» در فهرستِ یونسکو.ویکی‌مدیا
میدانِ نقش‌جهان در شب — با ۸۹٬۶۰۰ متر مربع، یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های طراحی‌شدهٔ جهانِ مدرنِ آغازین.
میدانِ نقش‌جهان در شب — با ۸۹٬۶۰۰ متر مربع، یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های طراحی‌شدهٔ جهانِ مدرنِ آغازین.
گنبدِ داخلیِ مسجدِ شیخ لطف‌الله (۱۶۱۹) — «طاووسِ نور» که هر روزِ ظهر بر کفِ مسجد می‌نشیند.
گنبدِ داخلیِ مسجدِ شیخ لطف‌الله (۱۶۱۹) — «طاووسِ نور» که هر روزِ ظهر بر کفِ مسجد می‌نشیند.
پلِ خواجو بر زاینده‌رود — هم‌زمان بند، گذرگاه و کوشکِ تشریفاتی.
پلِ خواجو بر زاینده‌رود — هم‌زمان بند، گذرگاه و کوشکِ تشریفاتی.

فصل نهم — افشاریه، زندیه و قاجار (۱۷۳۶ تا ۱۹۲۵)

فروپاشیِ صفوی در ۱۷۲۲، در پیِ خود، ظهورِ شهابی نادرشاه افشار را آورد — کسی که او را اغلب «ناپلئونِ ایران» می‌خوانند. نادر در ۱۷۳۹ دهلی را گشود و تختِ طاووس و الماسِ کوه‌نور را به ایران آورد. پس از قتلِ او، پادشاهیِ آرام‌ترِ کریم‌خان زند از شیراز (۱۷۵۱ تا ۱۷۷۹) به‌مثابهٔ «تابستانِ کوتاهی از داد و رونقِ فرهنگی» در یاد مانده است.

دودمانِ قاجار (۱۷۸۹ تا ۱۹۲۵) ناظرِ یک انقباضِ طولانی بود. دو جنگِ ایران و روس، تمامِ قفقاز را از ایران جدا کرد (پیمان‌های گلستانِ ۱۸۱۳ و ترکمن‌چایِ ۱۸۲۸)؛ امپراتوری‌های بریتانیا و روسیه در ۱۹۰۷ کشور را به دو «حوزهٔ نفوذ» تقسیم کردند؛ و کشفِ نفت در خوزستان در ۱۹۰۸ به امتیازی استعماری منجر شد که نیم‌قرن سیاستِ ایران را قبضه کرد. با این حال، همین دوران شاهدِ انقلابِ مشروطهٔ ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱ م — نخستین جنبشِ مردمیِ مشروطه‌خواه در آسیا — نیز بود.

تالارِ تخت مرمرِ کاخِ گلستان، تهران — اقامتگاهِ رسمیِ سلطنتیِ قاجار و میراثِ جهانیِ یونسکو.
تالارِ تخت مرمرِ کاخِ گلستان، تهران — اقامتگاهِ رسمیِ سلطنتیِ قاجار و میراثِ جهانیِ یونسکو.ویکی‌مدیا
شهرِ تاریخیِ یزد با بادگیرها و آرامگاهِ رکن‌الدین — شهری با بیش از سه هزار سال زندگیِ پیوسته، میراثِ جهانیِ یونسکو از ۲۰۱۷.
شهرِ تاریخیِ یزد با بادگیرها و آرامگاهِ رکن‌الدین — شهری با بیش از سه هزار سال زندگیِ پیوسته، میراثِ جهانیِ یونسکو از ۲۰۱۷.ویکی‌مدیا

فصل دهم — سدهٔ بیستم تا امروز (۱۹۲۵ تا کنون)

در ۱۹۲۵ افسرِ قزاق، رضاخان، آخرین قاجار را خلع کرد و دودمانِ پهلوی را بنیان نهاد. او راه‌آهنِ سراسری، دادگاه‌های عرفی و دانشگاهِ ملی را ساخت. پسرش محمدرضا شاه در ۱۹۵۳ شاهدِ بحرانِ ملی شدنِ صنعتِ نفت و کودتای انگلیسی-آمریکایی علیه نخست‌وزیر محمد مصدق، اصلاحاتِ ارضیِ «انقلابِ سفید» در دههٔ ۱۹۶۰، و رونقِ پرشتاب اما نابرابرِ نفتی در دههٔ ۱۹۷۰ بود.

رضا شاه پهلوی در تاج‌گذاریِ ۱۹۲۶. در ۲۱ مارچِ ۱۹۳۵ او از دولت‌های خارجی خواست در مکاتباتِ رسمی به جای «پرشیا» نامِ «ایران» را به کار برند — رک به مقالهٔ جداگانهٔ «ایران یا پارس».
رضا شاه پهلوی در تاج‌گذاریِ ۱۹۲۶. در ۲۱ مارچِ ۱۹۳۵ او از دولت‌های خارجی خواست در مکاتباتِ رسمی به جای «پرشیا» نامِ «ایران» را به کار برند — رک به مقالهٔ جداگانهٔ «ایران یا پارس».ویکی‌مدیا

انقلابِ اسلامیِ ۱۹۷۹ به رهبریِ آیت‌الله روح‌الله خمینی، به ۲٬۵۰۰ سال نظامِ پادشاهی پایان داد و نظامِ جمهوریِ اسلامی را برقرار کرد — نظامی که در جهان بی‌مانند است و نهادهای انتخابی را در کنارِ مقامِ ولایتِ فقیه می‌نشاند. جنگِ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) شاید نزدیک به یک میلیون قربانی بر جای گذاشت. ایرانِ امروز کشوری است با ۸۹ میلیون جمعیت، یکی از تولیدکنندگانِ بزرگِ نفت و گاز، قدرتی منطقه‌ای، و خانهٔ یکی از جوان‌ترین، تحصیل‌کرده‌ترین و سریع‌ترین جمعیت‌های در حالِ شهرنشینیِ جهان.

نوروز، جشنِ نوسالِ ایرانی، در اعتدالِ بهاری برگزار می‌شود — سنتی ۳٬۰۰۰ ساله که از آناتولی تا غربِ چین مشترک است و در ۲۰۰۹ به فهرستِ میراثِ ناملموسِ بشریِ یونسکو افزوده شد.
نوروز، جشنِ نوسالِ ایرانی، در اعتدالِ بهاری برگزار می‌شود — سنتی ۳٬۰۰۰ ساله که از آناتولی تا غربِ چین مشترک است و در ۲۰۰۹ به فهرستِ میراثِ ناملموسِ بشریِ یونسکو افزوده شد.ویکی‌مدیا
تهرانِ امروزی در دامنهٔ البرز، با برجِ میلاد (۴۳۵ متر، افتتاح ۲۰۰۸) در مرکز.
تهرانِ امروزی در دامنهٔ البرز، با برجِ میلاد (۴۳۵ متر، افتتاح ۲۰۰۸) در مرکز.ویکی‌مدیا

جمعیتِ ایران در گذرِ تاریخ

میلیون نفر. ارقامِ پیشامدرن، تخمینیِ پروژهٔ مدیسون و مک‌اِودی و جونز (۱۹۷۸).

انقلابِ ۱۳۵۷

شاید ۱۱ درصدِ همهٔ ایرانیان در راهپیمایی‌های خیابانی شرکت کردند — نسبتاً، بزرگ‌ترین بسیجِ انقلابیِ سدهٔ بیستم.

جنگِ ایران و عراق

هشت سالِ جنگِ سنگری و حمله‌های شیمیایی (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) که نزدیک به یک میلیون کشته و نسلی از جانبازان به جای گذاشت؛ یادمان‌های آنان امروز در هر شهرِ ایران دیده می‌شود.

جوانی و آموزش

میانگینِ سنیِ ایران امروز ۳۲ سال است؛ بیش از ۶۰ درصدِ دانشجویان زن‌اند؛ سوادآموزیِ ۱۵ تا ۲۴ ساله‌ها از ۹۸ درصد فراتر رفته است.

دیاسپورا

میانِ ۵ تا ۸ میلیون ایرانی در خارج زندگی می‌کنند — متمرکز در لس‌آنجلس، تورنتو، لندن، هامبورگ و خلیجِ فارس.

«چنین گفت پیغمبرِ راست‌گوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی»
فردوسی، شاهنامه

فصل یازدهم — شرقِ فراموش‌شده: ایرانِ اوستایی و کانونِ اَمو

بیشترِ روایت‌های تاریخِ ایران در غرب آغاز می‌شود — با شوش و تخت‌جمشید. اما کهن‌ترین لایه‌های گذشتهٔ ایرانی، در شرقِ فلات جا دارد. اوستا، کتابِ مقدسِ زرتشتی، به زبانی شرقی-ایرانی نوشته شده که به سَنسکریتِ ودایی نزدیک‌تر است تا به فارسیِ باستان؛ و کهن‌ترین سرودهای آن — یعنی گاهان از خودِ زرتشت — به احتمال در پیرامونِ رودخانهٔ آمو (جیحون) و در فاصلهٔ سال‌های ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پ.م به‌صورتِ شفاهی سروده شده‌اند. مجموعهٔ باستان‌شناسیِ بَلخ-مارجیانا (BMAC) که بر روی ترکمنستان، ازبکستان و شمالِ افغانستانِ امروزی گسترده است، کاخ-معابدِ مستحکم، صنعتِ مس و نقره، و کهن‌ترین شواهدِ مصرفِ آیینیِ تریاک و اِفِدرا — احتمالاً همان هَئومای اوستا — را به ما عرضه کرده است.

از همین کانونِ شرقی نه‌تنها مادها و پارس‌ها بلکه سُغدیان، بلخیان، خوارزمیان و سَکاها نیز برآمدند. بازرگانانِ سُغدیِ سمرقند و پنجکنت، یک‌تنه زیرساختِ تجاریِ جادهٔ ابریشم را ساختند؛ و زبانِ ایرانیِ ایشان هزار سال زبانِ مشترکِ بازرگانی از سین‌کیانگ تا دریای سیاه بود.

فصل دوازدهم — «اَنتراکتِ ایرانی» (۸۲۰ تا ۱۰۵۰ م)

کتاب‌های درسی، اغلب از فتحِ اعراب در ۶۵۱ یک‌راست به یورشِ مغول در ۱۲۱۹ می‌جهند. اما این پنج قرن، در حقیقت، خلاق‌ترین دورانِ تاریخِ ایران است که زیرِ پوششِ شبکه‌ای از دودمان‌های کوچکِ بیشتر ایرانی شکل گرفت: طاهریانِ خراسان، صفاریانِ سیستان، سامانیانِ بخارا، زیاریانِ طبرستان، بویه‌ای‌های فارس و دیلم، و غزنویان. در دربارهای کوچک و توان‌مندِ همین دودمان‌ها، زبانِ ادبیِ فارسیِ نو زاده شد، شاهنامه نگاشته شد، و الگوی نهادیِ کلِ جهانِ اسلام شکل گرفت.

مورخِ روسی ولادیمیر مینورسکی این دوران را «درخشان‌ترین جوششِ نبوغِ ایرانی» نامیده است. این دوران، رودکی، دقیقی، ابوریحان بیرونی، خوارزمی، رازی، ابن‌سینا، الفرغانی (که دانته بعدها از عناصرِ علمِ نجومِ او بهره برد) و بنیان‌گذارِ داروسازی به‌مثابهٔ یک رشتهٔ مستقل، سابور بن سهلِ گُندی‌شاپوری را به جهان تقدیم کرد.

فصل سیزدهم — ایران و اقیانوس هند (۱۵۰۰ تا ۱۸۵۰)

تاریخِ جهانِ مدرنِ آغازین را معمولاً از لیسبون و لندن روایت می‌کنند. اما اگر از هرمز نگاه کنید، چهرهٔ آن متفاوت می‌شود. پرتغالی‌ها در ۱۵۰۷ جزیرهٔ هرمز را گرفتند و ۱۱۵ سال در دست داشتند، تا آن‌که امام‌قلی‌خان، فرماندارِ صفویِ فارس، در ۱۶۲۲ با پشتیبانیِ ناوگانِ کمپانیِ هندِ شرقیِ انگلستان آن را پس گرفت. بندری که او در ساحل بنیان نهاد — یعنی بندرعباس — دو قرن، بزرگ‌ترین انترپوی خلیجِ فارس بود.

تا ۱۸۳۷ م، زبانِ رسمیِ دیوانیِ امپراتوریِ مغولِ هند، فارسی بود — یعنی بیش از سه قرن، اسنادِ اداریِ یک‌پنجمِ بشر، به زبانِ حافظ نگه داشته می‌شد. نجبا، شاعران، نگارگران و طبیبانِ ایرانی، ده‌ها هزار نفر، به دربارهای آگرا، دهلی و حیدرآباد سرازیر می‌شدند؛ کلِ سنتِ تاریخ‌نگاریِ هندو-ایرانی (اکبرنامهٔ ابوالفضل، منتخب‌اللُّبابِ خوافی‌خان) امتدادِ هندیِ ادبیاتِ دربارِ ایرانی است.

فصل چهاردهم — انقلابِ مشروطه: نخستین پارلمانِ آسیا

در ۵ اوتِ ۱۹۰۶ (۱۴ مرداد ۱۲۸۵)، مظفرالدین شاهِ در بسترِ مرگ، فرمانِ تأسیسِ مجلسِ شورای ملی را امضا کرد — انقلابی که آن را نخستین انقلابِ مشروطهٔ مردمیِ آسیا و نخستین قانونِ اساسیِ مکتوبِ کشورهای مسلمان‌نشین می‌دانند. کمیتهٔ تدوین، در زمستانِ ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷، قانونی دومجلسی پدید آورد که به‌صراحت از قانونِ اساسیِ بلژیکِ ۱۸۳۱ الگو گرفته بود، با این افزوده که شورای نگهبانی از فقها بر مغایرتِ قوانین با شرع نظارت کند — فرمولی که هفتاد سال بعد، در جمهوریِ اسلامیِ ۱۳۵۷ پژواکِ آشکاری یافت.

کودتای سلطنت‌خواهانِ ۱۹۰۸ (به توپ بستنِ مجلس به دستِ محمدعلی شاه)، تقسیمِ کشور میانِ بریتانیا و روسیه به موجبِ پیمانِ ۱۹۰۷، و اولتیماتومِ روسیهٔ تزاری در ۱۹۱۱ که اخراجِ خزانه‌دارِ آمریکایی دبلیو. مورگان شوستر را خواست، تجربهٔ مشروطه را در عمل پایان داد. اما نهادهایی که این انقلاب پدید آورد — مجلس، دستگاهِ قضاییِ مستقل، مطبوعاتِ آزاد — در فرم باقی ماندند و یک سده پیوسته بر سرِ آن‌ها بحث و کشمکش خواهد بود.

فصل پانزدهم — نفت: نخستین ملی‌سازیِ جهان

در ۲۸ مهٔ ۱۹۰۸ (۷ خردادِ ۱۲۸۷)، دکلِ حفاریِ جورج رینولدز در مسجد سلیمانِ خوزستان در عمقِ ۳۶۰ متری به نفت رسید — نخستین چاهِ تجاریِ نفت در همهٔ خاورمیانه. شرکتِ نفتِ انگلیس و ایران (که بعدها بی‌پی شد) سالِ پس از آن بر بنیادِ امتیازی شصت‌ساله تأسیس شد که به ایران تنها ۱۶ درصد از سودِ خالص می‌داد. در ۲۹ اسفندِ ۱۳۲۹ (۲۰ مارچِ ۱۹۵۱) نخست‌وزیر محمد مصدق — «مردِ سالِ ۱۹۵۱ِ» تایم — این شرکت را با رأیِ اجماعیِ مجلس ملی کرد. این اقدام را بعدها الهام‌بخشِ ملی‌سازیِ کانالِ سوئز در ۱۹۵۶ و موجِ ملی‌سازی‌های اوپک در دههٔ ۱۹۷۰ خوانده‌اند. کودتای ۲۸ مردادِ ۱۳۳۲ (۱۹۵۳ م) که مصدق را برانداخت، اکنون رسماً هم در سندهای رفع‌طبقه‌بندی‌شدهٔ سیا (۲۰۱۳) و هم در گزارش‌های وزارتِ خارجهٔ آمریکا (۲۰۱۷) تأیید شده است.

گاه‌شمارِ فشردهٔ پنج هزار سال

۷۰۰۰ پ.م
روستاهای سفال در دامنهٔ زاگرس — تپه سیلک، گنج‌دره، چغامیش.
۳۲۰۰ پ.م
نگارهٔ متحرکِ جامِ شهر سوخته — کهن‌ترین تصویرِ متحرکِ شناخته‌شده.
۱۲۵۰ پ.م
زیگوراتِ چغازنبیل بنا می‌شود — نخستین میراث یونسکوی ایران.
۵۵۰ پ.م
کوروشِ بزرگ شاهنشاهیِ هخامنشی را بنیان می‌نهد.
۵۳۹ پ.م
منشورِ کوروش در بابل — نخستین فرمانِ آزادیِ دین.
۵۱۸ پ.م
بنای تخت‌جمشید آغاز می‌شود (داریوش بزرگ).
۲۴۷ پ.م
اَرشَکِ یکم، شاهنشاهیِ اشکانی را برمی‌انگیزد.
۲۲۴ م
اردشیر بابکان شاهنشاهیِ ساسانی را بنیان می‌نهد.
۶۵۱ م
یزدگردِ سوم، آخرین شاهِ ساسانی، در مرو کشته می‌شود.
۱۰۱۰ م
فردوسی، سرایشِ شاهنامه را به پایان می‌رساند.
۱۲۲۱ م
سپاهِ چنگیز، شهرهای خراسان را ویران می‌کند.
۱۵۰۱ م
شاه اسماعیلِ صفوی، تشیع را دینِ رسمی اعلام می‌کند.
۱۵۹۸ م
شاه عباس، اصفهان را پایتخت می‌کند.
۱۲۸۵ خ
انقلابِ مشروطه — نخستین مجلسِ آسیا.
۱۲۸۷ خ
کشفِ نفت در مسجدسلیمان.
۱۳۰۴ خ
رضاخان، دودمانِ پهلوی را بنیان می‌نهد.
۱۳۳۲ خ
کودتا علیه نخست‌وزیر محمد مصدق.
۱۳۵۷ خ
انقلابِ اسلامی — پایانِ ۲۵۰۰ سال نظامِ پادشاهی.

پنج هزاره در سنگ و کاشی — گالریِ زندهٔ ویکی‌مدیا

گالریِ تصاویرِ با‌کیفیتِ مستقیم از ویکی‌مدیا کامنز، نمایان‌گرِ یادمان‌های شاخصِ هر دودمان — از تخت‌جمشید تا میدانِ نقش‌جهان و کاخِ گلستان.

پلکانِ آپادانا، تخت‌جمشید — هیئت‌های خراج‌گزارِ هخامنشی (حدود ۵۱۵ پ.م).
پلکانِ آپادانا، تخت‌جمشید — هیئت‌های خراج‌گزارِ هخامنشی (حدود ۵۱۵ پ.م).ویکی‌مدیا کامنز
آرامگاهِ کوروشِ بزرگ در پاسارگاد — میراث جهانی یونسکو.
آرامگاهِ کوروشِ بزرگ در پاسارگاد — میراث جهانی یونسکو.ویکی‌مدیا کامنز
کتیبهٔ سه‌زبانهٔ بیستون — «روزتای میخیِ تاریخ».
کتیبهٔ سه‌زبانهٔ بیستون — «روزتای میخیِ تاریخ».ویکی‌مدیا کامنز
تاق کسری، تیسفون — بزرگ‌ترین تاقِ آجریِ بدون‌بستِ جهانِ باستان (ساسانی).
تاق کسری، تیسفون — بزرگ‌ترین تاقِ آجریِ بدون‌بستِ جهانِ باستان (ساسانی).ویکی‌مدیا کامنز
میدانِ نقش‌جهانِ اصفهان — مرکزِ تشریفاتیِ صفوی (یونسکو).
میدانِ نقش‌جهانِ اصفهان — مرکزِ تشریفاتیِ صفوی (یونسکو).ویکی‌مدیا کامنز
کاخِ گلستانِ تهران — مجموعهٔ دربارِ قاجار (میراث جهانی).
کاخِ گلستانِ تهران — مجموعهٔ دربارِ قاجار (میراث جهانی).ویکی‌مدیا کامنز

تصاویر این بخش به‌صورت محلی از کتابخانهٔ رسانهٔ سایت بارگذاری می‌شوند.

پرسش‌های پرتکرار

آیا تاریخ ایران واقعاً پنج هزار سال پیوسته است؟

بله. زنجیرهٔ شهرنشینیِ مستند از ایلام (حدود ۳۲۰۰ پ.م) تا امروز قطع نشده است. تنها چند تمدنِ دیگر — چین، مصر، هند — چنین پیوستگی‌ای دارند؛ و ایران تنها موردِ این میان است که در طیِ این مدت، چندین زبان و چندین دین را به‌مثابهٔ زبان و دینِ رسمی پشتِ سر گذاشته و باز هویتِ خود را نگه داشته است.

آیا منشور کوروش واقعاً نخستین اعلامیهٔ حقوق بشر است؟

این، کهن‌ترین فرمانِ شاهنشاهیِ شناخته‌شده است که آزادیِ دین، بازگشتِ مردمانِ تبعیدی به سرزمین‌هایشان، و الغای کارِ اجباری را به‌رسمیت می‌شناسد. سازمانِ ملل در ۱۹۷۱ نسخه‌ای از آن را با همین چارچوب در مقرِ نیویورک به نمایش گذاشت.

آیا «ایرانِ پیشااسلامی» و «ایرانِ اسلامی» دو ایرانِ متفاوت‌اند؟

خیر؛ گسستی فرهنگی روی نداده است. زبانِ فارسیِ نو، که زبانِ ادبیِ ایرانِ اسلامی است، فرزندِ مستقیمِ فارسیِ میانهٔ ساسانی است. اندیشهٔ ایرانشهری، نظامِ دیوانی، تقویم، نوروز، مفهومِ «داد»، و حتی بسیاری از واژگانِ کلیدی، در دو سو یکی‌اند. اسلام، در ایران، ایرانی شد — نه برعکس.

آیا اصلاحاتِ خسرو انوشیروان، نخستین اصلاحاتِ مالیاتیِ تاریخ بود؟

نخستین نبود اما تأثیرگذارترین بود. نظامِ مالیاتیِ او — بر پایهٔ زمین به جای محصول — قرن‌ها پس از فروپاشیِ ساسانی، الگوی خلفای عباسی، سامانیان، سلجوقیان و حتی نهادهای مالی عثمانی شد.

منابع و خواندنی‌های بیشتر

منابع

همهٔ تصاویر از ویکی‌مدیا کامنز، مجموعه‌های موزه‌های عمومی (موزهٔ بریتانیا، لوور، متروپلیتن، موزهٔ ملی ایران) یا پروندهٔ میراث جهانی یونسکو تأمین شده‌اند. هیچ تصویری با هوش مصنوعی تولید نشده است. متن علمی نیز بر پایهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، تاریخ ایران کیمبریج و پژوهش‌های داوری‌شده تنظیم شده است.