ایران در دل جادهٔ ابریشم بود؛ از هند زعفران و گلاب آورد، از چین برنج، از روم گردو. حاصل، آشپزخانهای است که زبانهای جهان نام بسیاری از مواد آن را از فارسی وام گرفتهاند: spinach (اسفناج)، orange (نارنج)، tulip (لاله)، sugar (شکر).
چهار رکن آشپزی ایرانی
برنج (به دو شیوهٔ چلو و پلو)، نان (سنگک، بربری، تافتون، لواش)، خورش (با گوشت و سبزی و میوه) و کباب. این چهار، ستونهای سفرهٔ ایرانیاند.
غذاهای شاخص
چلوکباب
غذای ملی ایران. برنج درجهیک با کباب کوبیده یا برگ، گوجهٔ کبابی، دوغ و سماق. در دورهٔ قاجار به شکل امروزی استاندارد شد.
قورمهسبزی
خورش سبزیخوردن (تره، جعفری، گشنیز، شنبلیله) با لوبیا، گوشت و لیمو عمانی. عطرش، نشانهٔ آشپزخانهٔ ایرانی است.
فسنجان
خورش گردو و رب انار با مرغ یا اردک. سفرهٔ گیلان و مازندران بدون فسنجان کامل نیست.
تهچین
کیک برنج زعفرانی با مرغ و ماست؛ شاهکار سفرهٔ مهمانی.
آبگوشت (دیزی)
غذای خانوادگیِ زمستان؛ نخود، لوبیا، گوشت، سیبزمینی و گوجه که با گوشتکوب میکوبند.
آش رشته
آش غلیظ سبزی، رشتهٔ خانگی و کشک. در نذرها و آغاز سفرها.
میرزا قاسمی
غذای گیلانی: بادمجان دودی، گوجه، سیر و تخممرغ.
حلیم بادمجان
بادمجان، عدس، گوشت ریشریش و کشک.
شیرینی و دسر
گز اصفهان، سوهان قم، باقلوای یزد، فالودهٔ شیراز، بستنی سنتی زعفرانی.
چای و سفره
چای، نوشیدنی ملی ایران است؛ پس از هر وعده، با قند یا نبات. سفرهٔ ایرانی هیچگاه با یک غذا نیست: نان، سبزی، ماست، ترشی، سالاد شیرازی و دوغ کنار غذای اصلی مینشیند.
