Skip to main content
~۱۳۲۰ — ۱۳۹۰

حافظِ شیرازی

لِسانُ‌الغیب، زبانِ نهان. غزل‌سرای بزرگِ پارسی که در هر خانهٔ ایرانی دیوانش هست، و گوته او را همزادِ خود در آن‌سویِ قرون خواند.

تصویر: حافظیه، شیراز — ویکی‌مدیا

شمس‌الدین محمد در حدودِ ۱۳۲۰ در شیراز زاده شد، شهری که در درازنای زندگی تنها دوبار از آن دور افتاد و هر بار با خستگی بازگشت. لقبِ «حافظ» — یعنی «از بَر دارندهٔ قرآن» — را در جوانی گرفت و با تدریس و نسخه‌نویسی در دربارهای آلِ اینجو و آلِ مظفر، روزگار گذراند.

سدهٔ هشتمِ هجری، روزگارِ خشونت بود: جنگ‌های جانشینانِ مغول، شاهانِ متعصب، یورشِ تیمور. حافظ در میانهٔ همهٔ این‌ها، غزل‌هایی سرود خطاب به معشوق، ساقی، صبا — و، با کنایه، به «زاهدِ ریایی» که در صفحاتِ دیوانش زنده است.

«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند / چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند»
حافظ، غزل ۱۷۸

دیوان — پانصد غزل که جهانی در آن است

پیکرهٔ شعریِ حافظ
قالبشمارتوضیح
غزل~۵۰۰هستهٔ دیوان — پراستفاده‌ترین و پربسامدترین
رباعی~۴۰کوتاه و حکمت‌آمیز
قصیده۵مدیحه‌های بلند — کم‌یاب در آثار حافظ
مثنوی۲روایت‌های کوتاهِ مزدوج
ساقی‌نامه۱تأملی در می و زمان

خواندنِ حافظ: می، معشوق، و مسئلهٔ معنا

هفت سده است که خواننده‌ها در میمانند: آیا میِ حافظ، انگورِ شیراز است یا شرابِ معرفت؟ آیا معشوق، نوجوانِ شیرازی است یا حق؟ پاسخِ کلاسیکِ پارسی این است: هر دو. غزل برای ایهام ساخته شده — یعنی همان‌قدر که با عاشقِ این‌جهانی سخن می‌گوید، با خداوند نیز در گفت‌و‌گوست؛ و غزلِ بزرگ، روی هر سه سطح در آنِ واحد کار می‌کند.

ساقی

آورندهٔ می، فیض، توجه و حضور.

پیرِ مُغان

مرشدِ راستین — راهبرِ خرابات.

رِند

آزادمردِ معنوی، یاغیِ روحانی — هویتی که حافظ با آن خود را می‌شناسد.

بادِ صبا

پیکِ میانِ عاشق و معشوق در طلوع.

شیرازِ حافظ — چهار دربار در یک عمر

زندگیِ حافظ در شهری گذشت که در هفتاد سال، چهار بار حاکم عوض کرد. هر دگرگونی، لحنِ غزل‌ها را جابه‌جا می‌کند: در روزگارِ گشایش، شعرِ می و مجلس؛ در روزگارِ تنگ‌نظری، شعرِ کنایه و اعتراض.

~۱۳۲۰ م
زاده‌شدن در شیراز، روزگارِ آلِ اینجو.
۱۳۴۲–۱۳۵۳ م
شاه شیخ ابواسحاق اینجو — دورانِ آزادی و حمایتِ ادبی؛ محبوب‌ترین ممدوحِ حافظ.
۱۳۵۳–۱۳۵۸ م
امیر مبارزالدینِ مظفری — سخت‌گیریِ دینی و بستنِ میخانه‌ها؛ حافظ او را «محتسب» می‌خواند.
۱۳۵۸–۱۳۸۴ م
شاه شجاع — بازگشتِ نسبیِ رونق؛ اوجِ پختگیِ غزل.
۱۳۸۷ م
ورودِ تیمور به شیراز؛ روایتِ مشهورِ دیدار با حافظ بر سرِ بیتِ «سمرقند و بخارا».
~۱۳۹۰ م
درگذشت و خاک‌سپاری در مصلّای شیراز.

دستگاهِ صنایعِ حافظ

آرایه‌های کلیدی در غزلِ حافظ
آرایهکارکردنمونه
ایهامدو معنا در یک واژه، هر دو درست«می» — شرابِ انگوری و شرابِ معرفت
تلمیحاشاره به قرآن، اسطوره و شاهنامه«شبِ قدر»، «جامِ جم»
پارادوکسکنارِ هم نشاندنِ ناسازها«زاهدِ ریایی»، «کفرِ مقدس»
استخدامیک واژه، دو نقشِ نحویِ هم‌زمانبارِ معناییِ فشرده در بیت
تخلصنامِ شاعر در بیتِ پایانی«حافظ» چون امضایِ غزل
«من که ملولِ گشتمی از نفسِ فرشتگان / قال و مقالِ عالمی می‌کشم از برای تو»
حافظ

حافظیه — از باغِ مصلّا تا بنای گُدار

نخستین بنا بر مزارِ حافظ را در ۱۴۵۲ م. ابوالقاسم بابر تیموری برپا کرد؛ کریم‌خانِ زند در سدهٔ هجدهم آن را با تالاری ستون‌دار و سنگِ مرمرِ نوشته به غزل، بازساخت. بنای امروزی، طرحِ آندره گُدارِ فرانسوی است: هشت ستون به نشانهٔ سدهٔ هشتمِ هجری، و گنبدی کاشی‌کاری که از درون، چون کلاهِ درویشان است. باغِ پیرامون، خودْ خوانشی از باغِ ایرانی است — آب، سرو و نارنج.

گوته، امرسون و جهان

ترجمهٔ آلمانیِ هامِر-پورگشتال (۱۸۱۲–۱۳)، در اوجِ پختگیِ گوته به دستِ او رسید؛ نتیجه، «دیوانِ غربی-شرقی» (۱۸۱۹) بود — گفت‌و‌گوی شاعرانهٔ کتاب‌مانندی در گذرِ قرون. امرسون پس از گوته به حافظ رسید، و از راهِ او، حافظ به ادبیاتِ ترانسندنتالیستِ آمریکا. امروز نیز دیوانِ او پس از قرآن، پربسامدترین کتابِ زبانِ فارسی است.

  • تنها دو سفرِ کوتاه از شیراز کرد — یکی به یزد و یکی به هرمز.
  • حدودِ ۵۰۰ غزل، ۴۰ رباعی، ۵ قصیده، ۲ مثنوی، ۱ ساقی‌نامه.
  • آرامگاه: حافظیه در باغِ مصلایِ شیراز — معماریِ آندره گُدار، ۱۳۱۴ خ.
  • گوته در ۶۵ سالگی پس از خواندنِ حافظ، شعرسرایی را از نو آغاز کرد.
  • بیتِ پایانیِ هر غزل، «تخلص» را در بر دارد — یعنی نامِ شاعر.

پرسش‌های پرتکرار

حافظ چند غزل دارد؟

حدودِ پانصد غزل به‌جا مانده؛ ویرایش‌های انتقادی (خانلری ۱۳۵۹، قزوینی-غنی ۱۳۲۰) در چند ده انتساب اختلاف دارند.

میِ حافظ واقعی است یا نمادین؟

هر دو — به عمد. غزلِ فارسی بر «ایهام» استوار است؛ معنا در چند سطح، در آنِ واحد، کار می‌کند. میِ حافظ، در یک نَفَس، انگورِ شیراز، تخطّیِ درباری و فیضِ صوفیانه است.

فالِ حافظ چگونه گرفته می‌شود؟

دیوان را بسته در دست بگیرید، سه صلوات بفرستید، نیّتِ خود را در دل بگذارید، و کتاب را به‌تصادف بگشایید. غزلِ پدیدآمده — به‌ویژه بیتِ هفتم — پاسخِ حافظ خوانده می‌شود.

آیا حافظ و مولانا هرگز یکدیگر را دیدند؟

نه — مولانا در ۱۲۷۳ در قونیه درگذشت، ده‌ها سال پیش از زادهٔ حافظ در شیراز. آن دو، دو قطبِ معنویتِ شعرِ پارسی‌اند: مثنویِ شورانگیزِ مولانا و غزلِ صیقل‌خوردهٔ کنایه‌آمیزِ حافظ.

حافظ، شیراز و دیوان

عکس‌هایی از حافظیه، دیوان و شیراز.

حافظیه — تالارِ آرامگاهِ حافظ.
حافظیه — تالارِ آرامگاهِ حافظ.ویکی‌مدیا کامنز
سقفِ کاشی‌کاریِ حافظیه.
سقفِ کاشی‌کاریِ حافظیه.ویکی‌مدیا کامنز
صفحهٔ دیوان، نسخهٔ روشن‌شده.
صفحهٔ دیوان، نسخهٔ روشن‌شده.ویکی‌مدیا کامنز
بازارِ وکیل، شیراز — شهرِ حافظ.
بازارِ وکیل، شیراز — شهرِ حافظ.ویکی‌مدیا کامنز
باغِ ارم، شیراز — معاصرِ حافظیه در فضای شهر.
باغِ ارم، شیراز — معاصرِ حافظیه در فضای شهر.ویکی‌مدیا کامنز
حافظیه در غروبِ شیراز.
حافظیه در غروبِ شیراز.ویکی‌مدیا کامنز

تصاویر این بخش به‌صورت محلی از کتابخانهٔ رسانهٔ سایت بارگذاری می‌شوند.

ادامهٔ خواندن

مطالب مرتبط

منابع و خواندنی‌های بیشتر

منابع

همهٔ تصاویر از ویکی‌مدیا کامنز، مجموعه‌های موزه‌های عمومی (موزهٔ بریتانیا، لوور، متروپلیتن، موزهٔ ملی ایران) یا پروندهٔ میراث جهانی یونسکو تأمین شده‌اند. هیچ تصویری با هوش مصنوعی تولید نشده است. متن علمی نیز بر پایهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، تاریخ ایران کیمبریج و پژوهش‌های داوری‌شده تنظیم شده است.