در پاییزِ ۵۳۹ پ.م، سپاهِ کوروشِ بزرگ بیجنگ واردِ بابل شد؛ نَبونیدِ آخرین شاهِ بابل اسیر گشت و کوروش، با گُذرِ آرام از دروازهٔ ایشتار، در میانِ شاخهٔ گُل و کفزنیِ کاهنانِ مردوک، شاهِ چهار گوشهٔ جهان شد. آنچه پس از این فتح صادر شد، در تاریخ یگانه است.
منشورِ کوروش، استوانهای پخته از گِلِ رس است که در ۱۸۷۹ توهرمزد رسام در ویرانههای اِسَگیلا (پرستشگاهِ بزرگِ بابل) آن را یافت. ۴۵ سطر خطِ میخیِ اَکدی بر تنِ آن نقش بسته است؛ امروز در موزهٔ بریتانیا، اتاقِ ۵۲، نگهداری میشود.
«من فرمان دادم تا هیچکس مردمانِ سرزمینهای زیرِ فرمانِ من را آزار نرساند... خدایانی را که نَبونید به بابل آورده بود، به جایگاههای خود بازگرداندم.»
چه میگوید؟
| سطر | موضوع | پیامِ امروزی |
|---|---|---|
| ۱–۱۹ | تقبیحِ نَبونید | محکومسازی شاهِ پیشین به بد رفتاری |
| ۲۰–۲۲ | خودشناسیِ کوروش | «من کوروش، شاهِ جهان، شاهِ بزرگ، شاهِ نیرومند» |
| ۲۳–۳۴ | فرمانِ آزادی | بازگشتِ تبعیدیان، بازسازیِ پرستشگاهها، احترام به آیینها |
| ۳۵–۴۵ | ترمیمِ شهر | بازسازیِ دیوارِ ایمگور-اِنلیل و پرستشگاههای بابل |
یهودیان و بازگشتِ بزرگ
کتابِ عَزرا در تنخ، فرمانِ کوروش را در دو روایت آورده است: یهودیانی که نزدیک به هفتاد سال در تبعیدِ بابل بودند، اجازه یافتند به اورشلیم بازگردند و معبدِ دوم را بسازند. این تنها رویدادِ تاریخی است که در آن کتابِ مقدسِ یهود، یک شاهِ بیگانه را «مسیح» — برگزیدهٔ خدا — میخواند.
«چنین گوید خداوند به مسیحِ خود، به کوروش، که دستِ راستش را گرفتم...»
«کوروش، شاهِ پارس، چنین میگوید: همهٔ ممالکِ زمین را خداوندِ آسمان به من بخشیده است...»
آخرین آیهٔ تنخِ عبری، فرمانِ بازگشتِ کوروش است.
شمارِ تخمینیِ یهودیانِ بازگشته به یهودا در موجِ نخست (۵۳۸ پ.م).
شناسنامهٔ شیء — اندازه، جنس و کشف
| ویژگی | شرح |
|---|---|
| جنس | گِلِ پختهٔ بابلی، قالبگیریشده به شکلِ استوانهٔ بشکهای |
| اندازه | درازا ۲۲٫۵ سانتیمتر، بیشینهٔ قطر ۱۰ سانتیمتر |
| خط و زبان | میخیِ اَکدیِ نوبابلی، ۴۵ سطرِ برجایمانده |
| تاریخِ نگارش | ۵۳۹ تا ۵۳۸ پ.م، پس از ورودِ کوروش به بابل |
| محلِ کشف | اسگیله، معبدِ مردوک در بابل (عراقِ امروز) |
| کاشف و سال | هرمز رسام برای موزهٔ بریتانیا، مارسِ ۱۸۷۹ |
| شمارهٔ ثبت | BM 90920 — تالارِ ۵۲، موزهٔ بریتانیا |
| پارههای جدا | دو قطعه که یکی در ۱۹۷۲ در مجموعهٔ دانشگاهِ ییل شناسایی و به متن پیوست |
ساختارِ متن، بند به بند
| سطرها | بخش | محتوا |
|---|---|---|
| ۱ تا ۱۹ | دیباچهٔ نکوهش | شرحِ بیدادِ نبونعید و ناخرسندیِ مردوک از او — به زبانِ کاهنانِ بابلی |
| ۲۰ تا ۲۲ | معرفیِ کوروش | عنوانهای شاهانه و تبارنامهٔ او تا چیشپیش |
| ۲۳ تا ۳۰ | سیاستِ شهری | برقراریِ آرامش در بابل، پایانِ بیگاری و بازگرداندنِ آسایش |
| ۳۱ تا ۳۶ | بازگشتِ خدایان | بازگرداندنِ پیکرهها و پرستندگان به شهرهای خودشان |
| ۳۷ تا ۴۵ | کارِ عمرانی | بازسازیِ باروی ایمگور-انلیل و یافتنِ سنگنبشتهٔ آشوربانیپال |
میراث — از کوروش تا دموکراسیِ مدرن
- تامس جفرسون دو نسخه از «کوروشنامه»ی گزنفون داشت؛ یکی همیشه در دستِ کارِ او بود — اثرِ آن در اعلامیهٔ استقلال آمریکا پیداست.
- هگل کوروش را «نخستین شاهی» میخواند که قانونِ خود را بر «حقِ همهٔ مردمان به آیینِ خود» بنا کرد.
- آزاده آرامی، باستانشناسِ موزهٔ بریتانیا، در ۲۰۱۰ تردیدهای پیشین در باره «منشور بودن» را رد کرد.
- روزِ ۷ آبان (۲۹ اکتبر)، روزِ بزرگداشتِ کوروشِ بزرگ است — همان روزِ نمادینِ فتحِ بابل.
پرسشهای پرتکرار
آیا منشورِ کوروش واقعاً نخستین منشورِ حقوقِ بشر است؟+
این نام را سازمانِ ملل و مری بویس به آن دادهاند. برخی پژوهشگران (مانند ایرونینگ فینکل، موزهٔ بریتانیا) آن را «اعلامیهٔ سیاستِ مذهبیِ یک شاهِ بنیانگذار» میدانند، نه «منشور» به معنای امروزی. اما اصلِ پیام — آزادیِ آیینی، بازگشتِ تبعیدیان، احترام به مردمانِ زیرِ فرمان — بیسابقه است.
منشور کجاست؟+
اصلِ آن در موزهٔ بریتانیا، تالارِ ۵۲، نگهداری میشود. نسخهبدلِ رسمی، در سازمانِ ملل (نیویورک) و در موزهٔ ملیِ ایران (تهران) به نمایش است.
متنِ آن به چه زبانی است؟+
اَکدیِ نوبابلی — زبانِ اداریِ بابل در سدهٔ ششمِ پ.م. کوروش هرگز فرمانی به پارسیِ باستان صادر نکرد که زنده مانده باشد؛ منشور به زبانِ مغلوب نوشته شد، نه فاتح.
آیا کوروش یهودیان را آزاد کرد؟+
بله. در ۵۳۸ پ.م — یک سال پس از فتحِ بابل — فرمانی صادر کرد که به همهٔ مردمانِ تبعیدشده اجازهٔ بازگشت و بازسازیِ پرستشگاههایشان را داد. یهودیان زیرِ رهبریِ زِروبابِل و کاهنِ بزرگ یشوع به یهودا برگشتند و معبدِ دوم را در ۵۱۶ پ.م به پایان رساندند.
منشور را چه کسی و کِی کشف کرد؟+
هرمز رسام، باستانشناسِ آشوریِ کارمندِ موزهٔ بریتانیا، آن را در مارسِ ۱۸۷۹ در کاوشِ اسگیله — معبدِ مردوک در بابل — یافت. متن نخستینبار در ۱۸۸۰ به دستِ هنری راولینسون خوانده و منتشر شد.
اندازهٔ استوانه چقدر است؟+
حدودِ ۲۲٫۵ سانتیمتر درازا و ۱۰ سانتیمتر بیشینهٔ قطر؛ از گِلِ پختهٔ بابلی با ۴۵ سطرِ برجایماندهٔ خطِ میخی. یک پارهٔ جداشدهٔ آن در ۱۹۷۲ در مجموعهٔ دانشگاهِ ییل شناسایی و به متنِ اصلی افزوده شد.
آیا میتوان منشور را از نزدیک دید؟+
بله؛ اصلِ آن در تالارِ ۵۲ موزهٔ بریتانیا در لندن، بیهزینهٔ ورودی، به نمایش است. نسخهبدلهای رسمی در موزهٔ ملیِ ایران در تهران و در مقرِ سازمانِ ملل در نیویورک دیده میشود.
استوانه، بابل و کوروش
عکسهایی از منشور، بابل و چهرهٔ کوروش در هنر.






تصاویر این بخش بهصورت محلی از کتابخانهٔ رسانهٔ سایت بارگذاری میشوند.
مدارا، قانون و آزادیِ تبعیدیان — پارس چگونه دیگرگونه فرمان راند؟
کوروش را بیش از آنچه گشود، برای آنچه ویران نکرد به یاد آوردهاند. بابل در ۵۳۹ پ.م بیغارت افتاد؛ پرستشگاهها کاهنانِ خود را نگاه داشتند، پیکرههای خدایانی که نَبونید گرد آورده بود به شهرهای خودشان بازگشتند، و جماعتهای تبعیدی — از جمله یهودیان — اجازه یافتند به خانه بازگردند و نیایشگاهشان را با هزینهٔ خزانهٔ شاهی از نو بسازند. این را در برابرِ سیاستِ کوچِ اجباریِ آشوریان بگذارید: تفاوت، سخنآرایی نیست، سیاستِ رسمیِ حکومت است.
این گواهی تنها تبلیغِ پارسی نیست. تنخِ عبری — نوشتهٔ بهرهمندان، نه دربارِ هخامنشی — کوروش را «مسیحِ خداوند» میخواند؛ تنها شاهِ بیگانهای که چنین نامیده شده است. کاهنانِ بابل، در گاهنامهٔ پرستشگاهیِ خود، فاتحِ شهرشان را خوشآمد گفتند. نویسندگانِ یونانی که با پارس جنگیدند — از گزنفون تا آیسخولوس — باز هم شاهانِ آن را پایبندِ داد تصویر کردند. سرچشمههای مستقل و گاه دشمن، بر یک نکته همداستاناند.
| موضوع | آشور و بابل | آتن و روم | پارسِ هخامنشی |
|---|---|---|---|
| مردمانِ مغلوب | کوچِ اجباریِ انبوه بهعنوانِ سیاستِ رسمی، برای شکستنِ هویتِ جمعی | ویرانیِ شهر و فروشِ مردم: ملوس ۴۱۶ پ.م، کارتاژ ۱۴۶ پ.م، اورشلیم ۷۰ م. | بازگرداندنِ تبعیدیانِ پیشین به سرزمینِ نیاکان (منشورِ کوروش، سطرهای ۳۰ تا ۳۴) |
| آیینِ بومی | بردنِ پیکرهٔ خدایان به آشور و بابل بهعنوانِ غنیمت | نمایشِ خدایانِ اسیر در جشنِ پیروزیِ رومی؛ بردنِ گنجینهٔ معبدِ اورشلیم به روم | بازگرداندنِ پیکرهها به پرستشگاهِ خود و بازسازیِ معابد از خزانه (عَزرا ۶:۸–۱۰) |
| زبان و قانون | تحمیلِ اَکدی بهعنوانِ زبانِ اداری | لاتین و یونانی، زبانِ دادگاه و شهروندی | سنگنبشتهٔ سهزبانه، دیوانِ آرامی، تدوینِ قانونِ مصری و بابلی و یهودی در جای خود |
| کار و نیروی انسانی | کارِ اجباریِ اسیرانِ جنگی در ساختوسازِ دولتی | بردهداری در کانونِ اقتصاد: نزدیک ۲۰٬۰۰۰ برده در معادنِ لاوریون | کارگرانِ کورتَشِ جیرهبگیر؛ در بایگانیِ تختجمشید نشانی از املاکِ بزرگِ بردهکار نیست |
| جایگاهِ زنان | حقِ مالکیتِ محدود و بیشتر خاندانی | زنِ آتنی تا پایانِ عمر زیرِ قیمومتِ مرد و در حکمِ صغیر | زنانِ مالکِ املاک و کارگاه، جیرهٔ زایمان، و مُهرِ اداریِ شخصی |
| تصویرِ قدرت | نقشِ پوستکندن، بر نیزه کردن و پشتههای سر | رژهٔ پیروزی با اسیرانِ در زنجیر | بیستون و آپادانا: ملتهای شاهنشاهی، ایستاده و در جامهٔ خود، تخت را بر دوش دارند — نه در زنجیر |
دو سند را باید جداگانه دید، چون اسنادِ اداریاند نه ادبی. نخست بایگانیِ باروی تختجمشید، کشفشده در ۱۹۳۳: دهها هزار لوحِ ایلامی و آرامی از پرداختِ جیره میانِ ۵۰۹ تا ۴۹۳ پ.م. این دفترِ حساب است — کسی آن را برای ستایش ننوشت — و در آن زنانی هستند که غله و شراب را به نامِ خود میگیرند، مادرانی که پس از زایمان جیرهٔ افزوده دارند و سرکارگرانِ زنی که بیش از کارگرِ مردِ ساده مزد میگیرند. دوم، پاپیروسهای الفانتین از پادگانی یهودی در مصرِ علیا، که سربازانش از ساتراپِ پارسی برای بازسازیِ نیایشگاهِ خود اجازه خواستند و گرفتند.
بابل بیغارت گشوده شد؛ منشورِ کوروش بازگشتِ خدایان و مردمان به شهرهایشان را ثبت میکند.
اجازهٔ بازگشتِ یهودیانِ تبعیدی به اورشلیم؛ معبدِ دوم در ۵۱۶ پ.م با پشتیبانیِ مالیِ پارس پایان یافت.
داریوش تدوینِ قانونِ مصر را به دستِ کاهنانِ مصری، به دو زبانِ مصری و آرامی، فرمان داد.
بایگانیِ تختجمشید: دفترِ مزد و جیرهٔ کارگران — از جمله زنان — نه فهرستِ بردگان.
هیچیک از اینها هخامنشیان را به دموکراسیِ امروزی بدل نمیکند. این پادشاهی مالیاتِ سنگین میگرفت، شورش را سخت کیفر میداد — بیستون این را بیپرده میگوید — و خدمتکاریِ خانگی و اسیرِ جنگی را میشناخت. تاریخِ درست به افسانه نیازی ندارد. آنچه این اسناد نشان میدهد این است: یک دولتِ بزرگِ چندقومی توانست دو سده، آگاهانه، بر این اصل اداره شود که مردمانِ زیرِ فرمان، خدای خود، دادگاهِ خود، زبانِ خود و خانهٔ خود را نگاه میدارند. این یک انتخاب بود، و امپراتوریهای همروزگارِ آن، جورِ دیگری انتخاب کردند.
- منشورِ کوروش (موزهٔ بریتانیا، BM 90920): بازگشتِ پیکرهٔ خدایان و بازسازیِ نیایشگاههای آشور، شوش، اَکد و شهرهای زاگرس.
- عَزرا ۶:۸–۱۰: داریوش فرمان میدهد هزینهٔ معبدِ اورشلیم از درآمدِ شاهیِ «آنسویِ رود» پرداخت و دامِ قربانی فراهم شود.
- اَشَعیا ۴۵:۱: کوروش «مسیح» خوانده میشود — تنها چهرهٔ غیریهودی که در تنخ چنین لقبی دارد.
- سنگنبشتهٔ اوجاهورِسنِت: کمبوجیه و داریوش پرستشگاهِ نِیت در سائیس را بازسازی و موقوفاتِ کاهنانش را احیا میکنند.
- پاپیروسهای الفانتین (سدهٔ پنجمِ پ.م): پادگانِ یهودیِ مصر از ساتراپ بَگَواهیا اجازهٔ بازسازیِ نیایشگاه میگیرد.
- ایردَبَما و ارتیستونه: زنانِ دربار با املاک، مُهر، کارگاه و پیکِ اختصاصی در لوحهای تختجمشید.
- نقشبرجستهٔ بیستون و آپادانا: بیستوسه ملتِ شاهنشاهی، ایستاده، مسلح و در جامهٔ ملیِ خود — نه زانوزده و نه در زنجیر.
منشورِ کوروش، بایگانیِ تختجمشید و اسنادِ یهودی و مصری را کنارِ هم که بگذاریم، نتیجه محدود اما استوار است: همهٔ امپراتوریها یکسان نبودند، و این تفاوت را همان مردمانی میدیدند که زیرِ فرمانشان زندگی میکردند.
مطالب مرتبط
بنیانگذارِ هخامنشیان؛ فتحِ ماد، لیدیه و بابل، منشورِ کوروش و آرامگاهِ پاسارگاد.
هخامنشی، اشکانی، ساسانی، صفوی، قاجار؛ شش شاهنشاهی پیدرپی ایرانی.
از ایلام و ماد تا روزگار معاصر؛ روایتی پیوسته از پنج هزار سال تاریخ.
پارسه، پایتختِ آیینیِ هخامنشی؛ آپادانا، دروازهٔ ملل، ۲۳ ساتراپ و آتشِ اسکندر.
چگونه ایران جهان نو را شکل داد؛ از سخنان هگل و نیچه و گوته.
زرتشتی، میترایی، مانوی، تصوف، بهائی؛ میراث دینی ایران.
منابع
- ↗ موزهٔ بریتانیا — Cyrus Cylinder
- ↗ Irving Finkle — The Cyrus Cylinder
- ↗ دانشنامهٔ ایرانیکا — Cyrus iv
همهٔ تصاویر از ویکیمدیا کامنز، مجموعههای موزههای عمومی (موزهٔ بریتانیا، لوور، متروپلیتن، موزهٔ ملی ایران) یا پروندهٔ میراث جهانی یونسکو تأمین شدهاند. هیچ تصویری با هوش مصنوعی تولید نشده است. متن علمی نیز بر پایهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، تاریخ ایران کیمبریج و پژوهشهای داوریشده تنظیم شده است.
