زرتشت (یا زراتُشتره) پیامبری ایرانی بود که در سرزمینِ بلخ یا خوارزم، در حدودِ ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد میزیست. او نخستین کسی است که در تاریخِ شناختهشده، خدا را یگانه و اخلاقی توصیف کرد: اهورامزدا، «سرورِ دانا»، آفرینندهٔ راستی و روشنایی، در برابرِ اهریمن، نمادِ دروغ و تاریکی.
سه اصلِ بنیادی
پندارِ نیک — اندیشهٔ پاک، پیش از هر کار.
گفتارِ نیک — راستگویی در همهٔ احوال.
کردارِ نیک — کارِ راست و سازنده در جهان.
«بهراستی، دو منشِ آغازین، چون دوقلوها، در رؤیا پدیدار شدند — یکی نیک و دیگری بد، در اندیشه و گفتار و کردار. خردمندان میانِ این دو، نیک را برمیگزینند، نه نادان.»
تاریخِ تمدنی
| دوره | جایگاه |
|---|---|
| ~۱۲۰۰ پ.م | ظهورِ زرتشت در شرقِ ایرانِ بزرگ |
| ~۶۰۰ پ.م | گسترش در مادها |
| ۵۵۰ پ.م – ۳۳۰ پ.م | هخامنشی — دینِ شاهان، فرمانِ کوروش به آزادیِ ادیان |
| ۲۴۷ پ.م – ۲۲۴ م | اشکانی — رواج، گردآوریِ متونِ اوستا |
| ۲۲۴ م – ۶۵۱ م | ساسانی — دینِ رسمیِ دولت، شکلگیریِ موبدی |
| پس از ۶۵۱ م | افول پس از فتحِ اعراب؛ مهاجرتِ بخشی به هند (پارسیان) |
| امروز | ~۲۰۰٬۰۰۰ زرتشتی در جهان — ایران، هند، آمریکا، استرالیا |
پیکرهٔ اوستا
اوستا یک کتابِ یکدست نیست؛ کتابخانهای است که در درازای هزار سال گرد آمده و بخشِ بزرگی از آن در آشوبِ سدهها از میان رفته است. آنچه مانده، به زبانِ اوستایی — خواهرِ نزدیکِ سانسکریتِ ودایی — و به خطی نوشته شده که موبدانِ ساسانی برای ثبتِ دقیقِ تلفظِ نیایشها ابداع کردند.
| بخش | محتوا |
|---|---|
| گاهان (گاثاها) | ۱۷ سرودِ منسوب به خودِ زرتشت — کهنترین لایه |
| یَسنا | متنِ اصلیِ نیایشِ روزانه، دربرگیرندهٔ گاهان |
| ویسپرد | افزودههای آیینیِ جشنهای گاهنبار |
| یشتها | ۲۱ سرود در ستایشِ ایزدان — گنجینهٔ اسطورهٔ ایرانی |
| وندیداد | قانوننامهٔ پاکی و آیینهای آلودگیزدایی |
| خردهاوستا | نیایشهای کوتاهِ روزمرهٔ مردم |
«به من بگو ای مزدا، آنچه را که میدانی — تا من با آگاهی برگزینم، نه از سرِ عادت.»
گاهنبارها و تقویمِ آیینی
سالِ زرتشتی با شش «گاهنبار» — جشنهای پنجروزهٔ آفرینشِ آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان — و سپس نوروز کامل میشود. جشنهای سده (آتش، در دلِ زمستان)، مهرگان (پاییز، جشنِ پیمان و داد) و تیرگان (تابستان، جشنِ آب) نیز از همین تقویم به فرهنگِ عمومیِ ایران رسیدهاند. هر روزِ ماه نامی دارد و آنگاه که نامِ روز با نامِ ماه یکی میشود، جشنِ آن ماه برپاست.
- گاهنبارها، جشنهای همگانی و همراه با اطعامِ دستهجمعی بودند — بنیادی برای نهادِ وقف در ایران.
- جشنِ سده در دهم بهمن، هنوز در کرمان و یزد با برافروختنِ هیمهٔ بزرگ برگزار میشود.
- مهرگان، دومین جشنِ بزرگِ سالِ ایرانِ باستان پس از نوروز بود.
- چهار عنصرِ آب، آتش، باد و خاک در آیینِ زرتشتی مقدساند و آلودنشان گناه شمرده میشود.
گاهشمار
متن، آتش، فروهر
کتابِ مقدسِ زرتشتی «اوستا» است که کهنترین بخشِ آن، «گاهان»، سرودهٔ خودِ زرتشت بهشمار میآید. آتش، نمادِ پاکیِ اهورامزداست — نه پرستیده، که بهچشمِ نشانهٔ نور و راستی نگریسته میشود. آتشِ هفت آتشکدهٔ اصلیِ ساسانی، سدهها بیخاموشی روشن ماند. «فروهر»، نقشی بالگستر که شناختهشدهترین نمادِ آیین است، روحِ راهنمای انسان را در گذر از زندگی نشان میدهد.
- زرتشتیانِ ایران: امروز اقلیتی شناختهشده در قانونِ اساسی، با نماینده در مجلس.
- زرتشتیانِ یزد و کرمان: نگاهدارانِ آتشکدههای هزارساله.
- پارسیانِ هند: مهاجرتِ سدهٔ ۱۰ میلادی به گجرات؛ امروز در بمبئی، با چهرههایی چون تاتا و گودرج و مهتا.
- روزِ زرتشت: ششمِ فروردین، زادروزِ پیامبر.
متونِ مقدس
پیکرهٔ نوشتاریِ زرتشتی چندلایه است: کهنترین بخش، سرودهای خودِ زرتشت به زبانِ اوستاییِ گاهانی است و لایههای پسین، شرح و آییننامههایی به اوستاییِ متأخر و پهلوی. جدولِ زیر ساختارِ این پیکره را نشان میدهد.
| متن | زبان | محتوا |
|---|---|---|
| گاهان (گاثاها) | اوستاییِ گاهانی | ۱۷ سرودِ منسوب به خودِ زرتشت، کهنترین لایه |
| یَسْنا | اوستایی | ۷۲ ها؛ متنِ آیینِ اصلیِ نیایش |
| یشتها | اوستایی | سرودهایی در ستایشِ ایزدانِ کهن مانند مهر و آناهیتا |
| ویسپرد و وندیداد | اوستایی | افزودههای آیینی و قواعدِ پاکی |
| خردهاوستا | اوستایی/پازند | نیایشهای روزانهٔ مؤمنان |
| بندهش | پهلوی | آفرینششناسی و کیهانشناسیِ زرتشتی |
| دینکرد | پهلوی | دانشنامهٔ دین در نُه دفتر، سدهٔ نهم میلادی |
| ارداویرافنامه | پهلوی | سفرِ روح به بهشت و دوزخ |
جشنها و گاهشمارِ دینی
| جشن | زمان | معنا |
|---|---|---|
| نوروز | اعتدالِ بهاری | آفرینشِ انسان و نوشدنِ جهان |
| مهرگان | مهرِ ماه | جشنِ ایزدِ مهر، پیمان و برداشت |
| سده | دهمِ بهمن | کشفِ آتش، صد روز پیش از نوروز |
| یلدا (شبِ چله) | انقلابِ زمستانی | زایشِ دوبارهٔ نور |
| گهنبارها | شش بارِ سال | بزرگداشتِ شش آفرینشِ اهورایی |
| فروردینگان | نوزدهمِ فروردین | یادِ فروهرِ درگذشتگان |
آیینِ درگذشت و دخمه
در باورِ زرتشتی، خاک و آب و آتش پاکاند و نباید با جسد آلوده شوند؛ از همین رو پیکر را بر «دخمه» (برجِ خاموشی) مینهادند تا پرندگان استخوان را پاک کنند و سپس استخوانها در استودان گذاشته شود. دخمههای یزد از دههٔ ۱۹۷۰ از کار افتادهاند و امروز خاکسپاری در گورِ سیمانیِ عایق انجام میشود؛ در بمبئی، برجهای خاموشیِ مالابار هیل هنوز فعالاند، هرچند کاهشِ جمعیتِ کرکسها مشکلی جدی پدید آورده است.
پرسشهای پرتکرار
کتابِ مقدسِ زرتشتیان چیست؟+
اوستا؛ کهنترین و مقدسترین بخشِ آن گاهان است — هفده سرود منسوب به خودِ زرتشت. لایههای پسین شاملِ یسنا، یشتها، وندیداد و خردهاوستاست و متونِ پهلوی مانند بندهش و دینکرد شرح و تفسیرِ آنها را در بر دارند.
چرا زرتشتیان مردگان را در دخمه میگذاشتند؟+
چون خاک، آب و آتش عناصرِ پاک شمرده میشوند و آلودنِ آنها با جسد گناه است. برجِ خاموشی راهی بود تا پیکر بدونِ آلودنِ عناصر تجزیه شود. امروز در ایران بهجای دخمه از گورِ سیمانیِ عایق استفاده میشود.
امروز چند زرتشتی در جهان هست؟+
برآوردها میانِ ۱۱۰ تا ۱۹۰ هزار تن است: بیشترین شمار در هند (پارسیان)، سپس ایران و سپس دیاسپورای آمریکای شمالی، بریتانیا و استرالیا.
زرتشتیگری چه تأثیری بر ادیانِ دیگر گذاشت؟+
مفاهیمی چون داوریِ پس از مرگ، بهشت و دوزخ، فرشتگان، منجیِ آخرالزمان و نبردِ کیهانیِ نیک و بد، در دورهٔ هخامنشی و پس از آن به یهودیت و از آن راه به مسیحیت و اسلام راه یافتند.
زرتشتیان آتشپرستاند؟+
نه. آتش برای زرتشتی نمادِ پاکی و راستیِ اهورامزداست، نه خود خداست. در حضورِ آتش نیایش میکنند، آنگونه که مسلمانان رو به کعبه و مسیحیان رو به صلیب نیایش میکنند.
زرتشت کِی میزیست؟+
تاریخِ دقیق روشن نیست. پژوهشهای زبانشناختی روی گاهان، دورهٔ ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پ.م را محتمل میدانند؛ سنّتِ زرتشتی، ۶۰۰ پ.م را روایت میکند.
چرا زرتشتیانِ هند را «پارسی» مینامند؟+
آنها در سدهٔ ۱۰ میلادی برای حفظِ آیینِ خود از فارس به گجرات کوچیدند؛ هندیان آنان را به نامِ سرزمینِ اصلیشان «پارسی» خواندند.
آیا میتوان به زرتشتیگری گروید؟+
سنّتِ پارسیانِ هند، گرویدن را نمیپذیرد؛ شاخهٔ آمریکایی و برخی از زرتشتیانِ ایرانی، گرویدن را پذیرفتهاند.
زرتشتیگری در عکس
فروهر، آتشکده و میراثِ تصویری.


تصاویر این بخش بهصورت محلی از کتابخانهٔ رسانهٔ سایت بارگذاری میشوند.
مدارا، قانون و آزادیِ تبعیدیان — پارس چگونه دیگرگونه فرمان راند؟
شاهانِ هخامنشی مزداپرست بودند و هرگز از کسی نخواستند مزداپرست شود. اسنادِ رسمیِ شاهنشاهی اهورامزدا را میخوانند؛ اما همان خزانه، مردوک در بابل، یهوه در اورشلیم، نِیت در سائیس، آپولون در مگنزیا و کاهن-دبیرانِ «خانهٔ زندگی» در مصر را میپرداخت. این مدارا سهلانگاری نبود؛ بودجه داشت، کارگزار داشت و از مرکز پشتیبانی میشد.
این گواهی تنها تبلیغِ پارسی نیست. تنخِ عبری — نوشتهٔ بهرهمندان، نه دربارِ هخامنشی — کوروش را «مسیحِ خداوند» میخواند؛ تنها شاهِ بیگانهای که چنین نامیده شده است. کاهنانِ بابل، در گاهنامهٔ پرستشگاهیِ خود، فاتحِ شهرشان را خوشآمد گفتند. نویسندگانِ یونانی که با پارس جنگیدند — از گزنفون تا آیسخولوس — باز هم شاهانِ آن را پایبندِ داد تصویر کردند. سرچشمههای مستقل و گاه دشمن، بر یک نکته همداستاناند.
| موضوع | آشور و بابل | آتن و روم | پارسِ هخامنشی |
|---|---|---|---|
| مردمانِ مغلوب | کوچِ اجباریِ انبوه بهعنوانِ سیاستِ رسمی، برای شکستنِ هویتِ جمعی | ویرانیِ شهر و فروشِ مردم: ملوس ۴۱۶ پ.م، کارتاژ ۱۴۶ پ.م، اورشلیم ۷۰ م. | بازگرداندنِ تبعیدیانِ پیشین به سرزمینِ نیاکان (منشورِ کوروش، سطرهای ۳۰ تا ۳۴) |
| آیینِ بومی | بردنِ پیکرهٔ خدایان به آشور و بابل بهعنوانِ غنیمت | نمایشِ خدایانِ اسیر در جشنِ پیروزیِ رومی؛ بردنِ گنجینهٔ معبدِ اورشلیم به روم | بازگرداندنِ پیکرهها به پرستشگاهِ خود و بازسازیِ معابد از خزانه (عَزرا ۶:۸–۱۰) |
| زبان و قانون | تحمیلِ اَکدی بهعنوانِ زبانِ اداری | لاتین و یونانی، زبانِ دادگاه و شهروندی | سنگنبشتهٔ سهزبانه، دیوانِ آرامی، تدوینِ قانونِ مصری و بابلی و یهودی در جای خود |
| کار و نیروی انسانی | کارِ اجباریِ اسیرانِ جنگی در ساختوسازِ دولتی | بردهداری در کانونِ اقتصاد: نزدیک ۲۰٬۰۰۰ برده در معادنِ لاوریون | کارگرانِ کورتَشِ جیرهبگیر؛ در بایگانیِ تختجمشید نشانی از املاکِ بزرگِ بردهکار نیست |
| جایگاهِ زنان | حقِ مالکیتِ محدود و بیشتر خاندانی | زنِ آتنی تا پایانِ عمر زیرِ قیمومتِ مرد و در حکمِ صغیر | زنانِ مالکِ املاک و کارگاه، جیرهٔ زایمان، و مُهرِ اداریِ شخصی |
| تصویرِ قدرت | نقشِ پوستکندن، بر نیزه کردن و پشتههای سر | رژهٔ پیروزی با اسیرانِ در زنجیر | بیستون و آپادانا: ملتهای شاهنشاهی، ایستاده و در جامهٔ خود، تخت را بر دوش دارند — نه در زنجیر |
دو سند را باید جداگانه دید، چون اسنادِ اداریاند نه ادبی. نخست بایگانیِ باروی تختجمشید، کشفشده در ۱۹۳۳: دهها هزار لوحِ ایلامی و آرامی از پرداختِ جیره میانِ ۵۰۹ تا ۴۹۳ پ.م. این دفترِ حساب است — کسی آن را برای ستایش ننوشت — و در آن زنانی هستند که غله و شراب را به نامِ خود میگیرند، مادرانی که پس از زایمان جیرهٔ افزوده دارند و سرکارگرانِ زنی که بیش از کارگرِ مردِ ساده مزد میگیرند. دوم، پاپیروسهای الفانتین از پادگانی یهودی در مصرِ علیا، که سربازانش از ساتراپِ پارسی برای بازسازیِ نیایشگاهِ خود اجازه خواستند و گرفتند.
بابل بیغارت گشوده شد؛ منشورِ کوروش بازگشتِ خدایان و مردمان به شهرهایشان را ثبت میکند.
اجازهٔ بازگشتِ یهودیانِ تبعیدی به اورشلیم؛ معبدِ دوم در ۵۱۶ پ.م با پشتیبانیِ مالیِ پارس پایان یافت.
داریوش تدوینِ قانونِ مصر را به دستِ کاهنانِ مصری، به دو زبانِ مصری و آرامی، فرمان داد.
بایگانیِ تختجمشید: دفترِ مزد و جیرهٔ کارگران — از جمله زنان — نه فهرستِ بردگان.
هیچیک از اینها هخامنشیان را به دموکراسیِ امروزی بدل نمیکند. این پادشاهی مالیاتِ سنگین میگرفت، شورش را سخت کیفر میداد — بیستون این را بیپرده میگوید — و خدمتکاریِ خانگی و اسیرِ جنگی را میشناخت. تاریخِ درست به افسانه نیازی ندارد. آنچه این اسناد نشان میدهد این است: یک دولتِ بزرگِ چندقومی توانست دو سده، آگاهانه، بر این اصل اداره شود که مردمانِ زیرِ فرمان، خدای خود، دادگاهِ خود، زبانِ خود و خانهٔ خود را نگاه میدارند. این یک انتخاب بود، و امپراتوریهای همروزگارِ آن، جورِ دیگری انتخاب کردند.
- منشورِ کوروش (موزهٔ بریتانیا، BM 90920): بازگشتِ پیکرهٔ خدایان و بازسازیِ نیایشگاههای آشور، شوش، اَکد و شهرهای زاگرس.
- عَزرا ۶:۸–۱۰: داریوش فرمان میدهد هزینهٔ معبدِ اورشلیم از درآمدِ شاهیِ «آنسویِ رود» پرداخت و دامِ قربانی فراهم شود.
- اَشَعیا ۴۵:۱: کوروش «مسیح» خوانده میشود — تنها چهرهٔ غیریهودی که در تنخ چنین لقبی دارد.
- سنگنبشتهٔ اوجاهورِسنِت: کمبوجیه و داریوش پرستشگاهِ نِیت در سائیس را بازسازی و موقوفاتِ کاهنانش را احیا میکنند.
- پاپیروسهای الفانتین (سدهٔ پنجمِ پ.م): پادگانِ یهودیِ مصر از ساتراپ بَگَواهیا اجازهٔ بازسازیِ نیایشگاه میگیرد.
- ایردَبَما و ارتیستونه: زنانِ دربار با املاک، مُهر، کارگاه و پیکِ اختصاصی در لوحهای تختجمشید.
- نقشبرجستهٔ بیستون و آپادانا: بیستوسه ملتِ شاهنشاهی، ایستاده، مسلح و در جامهٔ ملیِ خود — نه زانوزده و نه در زنجیر.
منشورِ کوروش، بایگانیِ تختجمشید و اسنادِ یهودی و مصری را کنارِ هم که بگذاریم، نتیجه محدود اما استوار است: همهٔ امپراتوریها یکسان نبودند، و این تفاوت را همان مردمانی میدیدند که زیرِ فرمانشان زندگی میکردند.
مطالب مرتبط
زرتشتی، میترایی، مانوی، تصوف، بهائی؛ میراث دینی ایران.
آغازِ سالِ ایرانی در اعتدالِ بهاری؛ هفتسین، چهارشنبهسوری، سیزدهبهدر. یونسکو ۲۰۰۹.
از ایلام و ماد تا روزگار معاصر؛ روایتی پیوسته از پنج هزار سال تاریخ.
هخامنشی، اشکانی، ساسانی، صفوی، قاجار؛ شش شاهنشاهی پیدرپی ایرانی.
چگونه ایران جهان نو را شکل داد؛ از سخنان هگل و نیچه و گوته.
تعارف، مهماننوازی، جشنها، موسیقی و زندگی روزمره.
منابع
- ↗ دانشنامهٔ ایرانیکا — Zoroastrianism
- ↗ Mary Boyce — Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices
همهٔ تصاویر از ویکیمدیا کامنز، مجموعههای موزههای عمومی (موزهٔ بریتانیا، لوور، متروپلیتن، موزهٔ ملی ایران) یا پروندهٔ میراث جهانی یونسکو تأمین شدهاند. هیچ تصویری با هوش مصنوعی تولید نشده است. متن علمی نیز بر پایهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، تاریخ ایران کیمبریج و پژوهشهای داوریشده تنظیم شده است.
