Skip to main content
~۱۲۰۰ پ.م — تا امروز

زرتشتی‌گری

کهن‌ترین دینِ یکتاپرستِ زنده؛ ستایشِ اهورامزدا و سه اصلِ پندارِ نیک، گفتارِ نیک، کردارِ نیک. دینِ رسمیِ هخامنشی، اشکانی و ساسانی.

تصویر: فروهر، تخت‌جمشید — ویکی‌مدیا

زرتشت (یا زراتُشتره) پیامبری ایرانی بود که در سرزمینِ بلخ یا خوارزم، در حدودِ ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد می‌زیست. او نخستین کسی است که در تاریخِ شناخته‌شده، خدا را یگانه و اخلاقی توصیف کرد: اهورامزدا، «سرورِ دانا»، آفرینندهٔ راستی و روشنایی، در برابرِ اهریمن، نمادِ دروغ و تاریکی.

سه اصلِ بنیادی

هومت

پندارِ نیک — اندیشهٔ پاک، پیش از هر کار.

هوخت

گفتارِ نیک — راست‌گویی در همهٔ احوال.

هورشت

کردارِ نیک — کارِ راست و سازنده در جهان.

«به‌راستی، دو منشِ آغازین، چون دوقلوها، در رؤیا پدیدار شدند — یکی نیک و دیگری بد، در اندیشه و گفتار و کردار. خردمندان میانِ این دو، نیک را برمی‌گزینند، نه نادان.»
— یَسنا، هاتِ ۳۰

تاریخِ تمدنی

زرتشتی‌گری در تاریخِ ایران
دورهجایگاه
~۱۲۰۰ پ.مظهورِ زرتشت در شرقِ ایرانِ بزرگ
~۶۰۰ پ.مگسترش در مادها
۵۵۰ پ.م – ۳۳۰ پ.مهخامنشی — دینِ شاهان، فرمانِ کوروش به آزادیِ ادیان
۲۴۷ پ.م – ۲۲۴ ماشکانی — رواج، گردآوریِ متونِ اوستا
۲۲۴ م – ۶۵۱ مساسانی — دینِ رسمیِ دولت، شکل‌گیریِ موبدی
پس از ۶۵۱ مافول پس از فتحِ اعراب؛ مهاجرتِ بخشی به هند (پارسیان)
امروز~۲۰۰٬۰۰۰ زرتشتی در جهان — ایران، هند، آمریکا، استرالیا

پیکرهٔ اوستا

اوستا یک کتابِ یک‌دست نیست؛ کتابخانه‌ای است که در درازای هزار سال گرد آمده و بخشِ بزرگی از آن در آشوبِ سده‌ها از میان رفته است. آنچه مانده، به زبانِ اوستایی — خواهرِ نزدیکِ سانسکریتِ ودایی — و به خطی نوشته شده که موبدانِ ساسانی برای ثبتِ دقیقِ تلفظِ نیایش‌ها ابداع کردند.

بخش‌های اوستا
بخشمحتوا
گاهان (گاثاها)۱۷ سرودِ منسوب به خودِ زرتشت — کهن‌ترین لایه
یَسنامتنِ اصلیِ نیایشِ روزانه، دربرگیرندهٔ گاهان
ویسپردافزوده‌های آیینیِ جشن‌های گاهنبار
یشت‌ها۲۱ سرود در ستایشِ ایزدان — گنجینهٔ اسطورهٔ ایرانی
وندیدادقانون‌نامهٔ پاکی و آیین‌های آلودگی‌زدایی
خرده‌اوستانیایش‌های کوتاهِ روزمرهٔ مردم
«به من بگو ای مزدا، آنچه را که می‌دانی — تا من با آگاهی برگزینم، نه از سرِ عادت.»
— گاهان، یسنا ۳۱

گاهنبارها و تقویمِ آیینی

سالِ زرتشتی با شش «گاهنبار» — جشن‌های پنج‌روزهٔ آفرینشِ آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان — و سپس نوروز کامل می‌شود. جشن‌های سده (آتش، در دلِ زمستان)، مهرگان (پاییز، جشنِ پیمان و داد) و تیرگان (تابستان، جشنِ آب) نیز از همین تقویم به فرهنگِ عمومیِ ایران رسیده‌اند. هر روزِ ماه نامی دارد و آن‌گاه که نامِ روز با نامِ ماه یکی می‌شود، جشنِ آن ماه برپاست.

  • گاهنبارها، جشن‌های همگانی و همراه با اطعامِ دسته‌جمعی بودند — بنیادی برای نهادِ وقف در ایران.
  • جشنِ سده در دهم بهمن، هنوز در کرمان و یزد با برافروختنِ هیمهٔ بزرگ برگزار می‌شود.
  • مهرگان، دومین جشنِ بزرگِ سالِ ایرانِ باستان پس از نوروز بود.
  • چهار عنصرِ آب، آتش، باد و خاک در آیینِ زرتشتی مقدس‌اند و آلودنشان گناه شمرده می‌شود.

گاه‌شمار

~۱۲۰۰ پ.م
سرایشِ گاهان به زبانِ اوستاییِ کهن.
۵۳۹ پ.م
فرمانِ کوروش در بابل — سیاستِ رواداریِ دینی.
سدهٔ ۳ م
کَرتیرِ موبد، سازمانِ دینیِ ساسانی را نهادینه می‌کند.
سدهٔ ۶ م
تدوینِ نهاییِ اوستا به خطِ اوستاییِ نوساخته.
۶۵۱ م
سقوطِ ساسانیان؛ آغازِ افولِ تدریجی.
سدهٔ ۱۰ م
کوچِ گروهی از زرتشتیان به گجرات — پیدایشِ جامعهٔ پارسیانِ هند.
سده‌های ۱۹–۲۰ م
احیای فرهنگیِ پارسیان در بمبئی و بازگشتِ پژوهش به متونِ اوستایی.

متن، آتش، فروهر

کتابِ مقدسِ زرتشتی «اوستا» است که کهن‌ترین بخشِ آن، «گاهان»، سرودهٔ خودِ زرتشت به‌شمار می‌آید. آتش، نمادِ پاکیِ اهورامزداست — نه پرستیده، که به‌چشمِ نشانهٔ نور و راستی نگریسته می‌شود. آتشِ هفت آتشکدهٔ اصلیِ ساسانی، سده‌ها بی‌خاموشی روشن ماند. «فروهر»، نقشی بال‌گستر که شناخته‌شده‌ترین نمادِ آیین است، روحِ راهنمای انسان را در گذر از زندگی نشان می‌دهد.

  • زرتشتیانِ ایران: امروز اقلیتی شناخته‌شده در قانونِ اساسی، با نماینده در مجلس.
  • زرتشتیانِ یزد و کرمان: نگاهدارانِ آتشکده‌های هزارساله.
  • پارسیانِ هند: مهاجرتِ سدهٔ ۱۰ میلادی به گجرات؛ امروز در بمبئی، با چهره‌هایی چون تاتا و گودرج و مهتا.
  • روزِ زرتشت: ششمِ فروردین، زادروزِ پیامبر.

متونِ مقدس

پیکرهٔ نوشتاریِ زرتشتی چندلایه است: کهن‌ترین بخش، سرودهای خودِ زرتشت به زبانِ اوستاییِ گاهانی است و لایه‌های پسین، شرح و آیین‌نامه‌هایی به اوستاییِ متأخر و پهلوی. جدولِ زیر ساختارِ این پیکره را نشان می‌دهد.

متونِ اصلیِ آیینِ زرتشتی
متنزبانمحتوا
گاهان (گاثاها)اوستاییِ گاهانی۱۷ سرودِ منسوب به خودِ زرتشت، کهن‌ترین لایه
یَسْنااوستایی۷۲ ها؛ متنِ آیینِ اصلیِ نیایش
یشت‌هااوستاییسرودهایی در ستایشِ ایزدانِ کهن مانند مهر و آناهیتا
ویسپرد و وندیداداوستاییافزوده‌های آیینی و قواعدِ پاکی
خرده‌اوستااوستایی/پازندنیایش‌های روزانهٔ مؤمنان
بندهشپهلویآفرینش‌شناسی و کیهان‌شناسیِ زرتشتی
دینکردپهلویدانشنامهٔ دین در نُه دفتر، سدهٔ نهم میلادی
ارداویراف‌نامهپهلویسفرِ روح به بهشت و دوزخ

جشن‌ها و گاه‌شمارِ دینی

شش گهنبار و جشن‌های بزرگ
جشنزمانمعنا
نوروزاعتدالِ بهاریآفرینشِ انسان و نوشدنِ جهان
مهرگانمهرِ ماهجشنِ ایزدِ مهر، پیمان و برداشت
سدهدهمِ بهمنکشفِ آتش، صد روز پیش از نوروز
یلدا (شبِ چله)انقلابِ زمستانیزایشِ دوبارهٔ نور
گهنبارهاشش بارِ سالبزرگداشتِ شش آفرینشِ اهورایی
فروردینگاننوزدهمِ فروردینیادِ فروهرِ درگذشتگان

آیینِ درگذشت و دخمه

در باورِ زرتشتی، خاک و آب و آتش پاک‌اند و نباید با جسد آلوده شوند؛ از همین رو پیکر را بر «دخمه» (برجِ خاموشی) می‌نهادند تا پرندگان استخوان را پاک کنند و سپس استخوان‌ها در استودان گذاشته شود. دخمه‌های یزد از دههٔ ۱۹۷۰ از کار افتاده‌اند و امروز خاک‌سپاری در گورِ سیمانیِ عایق انجام می‌شود؛ در بمبئی، برج‌های خاموشیِ مالابار هیل هنوز فعال‌اند، هرچند کاهشِ جمعیتِ کرکس‌ها مشکلی جدی پدید آورده است.

پرسش‌های پرتکرار

کتابِ مقدسِ زرتشتیان چیست؟+

اوستا؛ کهن‌ترین و مقدس‌ترین بخشِ آن گاهان است — هفده سرود منسوب به خودِ زرتشت. لایه‌های پسین شاملِ یسنا، یشت‌ها، وندیداد و خرده‌اوستاست و متونِ پهلوی مانند بندهش و دینکرد شرح و تفسیرِ آن‌ها را در بر دارند.

چرا زرتشتیان مردگان را در دخمه می‌گذاشتند؟+

چون خاک، آب و آتش عناصرِ پاک شمرده می‌شوند و آلودنِ آن‌ها با جسد گناه است. برجِ خاموشی راهی بود تا پیکر بدونِ آلودنِ عناصر تجزیه شود. امروز در ایران به‌جای دخمه از گورِ سیمانیِ عایق استفاده می‌شود.

امروز چند زرتشتی در جهان هست؟+

برآوردها میانِ ۱۱۰ تا ۱۹۰ هزار تن است: بیشترین شمار در هند (پارسیان)، سپس ایران و سپس دیاسپورای آمریکای شمالی، بریتانیا و استرالیا.

زرتشتی‌گری چه تأثیری بر ادیانِ دیگر گذاشت؟+

مفاهیمی چون داوریِ پس از مرگ، بهشت و دوزخ، فرشتگان، منجیِ آخرالزمان و نبردِ کیهانیِ نیک و بد، در دورهٔ هخامنشی و پس از آن به یهودیت و از آن راه به مسیحیت و اسلام راه یافتند.

زرتشتیان آتش‌پرست‌اند؟+

نه. آتش برای زرتشتی نمادِ پاکی و راستیِ اهورامزداست، نه خود خداست. در حضورِ آتش نیایش می‌کنند، آن‌گونه که مسلمانان رو به کعبه و مسیحیان رو به صلیب نیایش می‌کنند.

زرتشت کِی می‌زیست؟+

تاریخِ دقیق روشن نیست. پژوهش‌های زبان‌شناختی روی گاهان، دورهٔ ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پ.م را محتمل می‌دانند؛ سنّتِ زرتشتی، ۶۰۰ پ.م را روایت می‌کند.

چرا زرتشتیانِ هند را «پارسی» می‌نامند؟+

آن‌ها در سدهٔ ۱۰ میلادی برای حفظِ آیینِ خود از فارس به گجرات کوچیدند؛ هندیان آنان را به نامِ سرزمینِ اصلی‌شان «پارسی» خواندند.

آیا می‌توان به زرتشتی‌گری گروید؟+

سنّتِ پارسیانِ هند، گرویدن را نمی‌پذیرد؛ شاخهٔ آمریکایی و برخی از زرتشتیانِ ایرانی، گرویدن را پذیرفته‌اند.

زرتشتی‌گری در عکس

فروهر، آتشکده و میراثِ تصویری.

فروهر در نقش‌برجستهٔ تخت‌جمشید.
فروهر در نقش‌برجستهٔ تخت‌جمشید.ویکی‌مدیا کامنز
آتشکدهٔ یزد — آتشی که گفته می‌شود ۱۵۰۰ سال است نخاموشیده.
آتشکدهٔ یزد — آتشی که گفته می‌شود ۱۵۰۰ سال است نخاموشیده.ویکی‌مدیا کامنز

تصاویر این بخش به‌صورت محلی از کتابخانهٔ رسانهٔ سایت بارگذاری می‌شوند.

مدارا، قانون و آزادیِ تبعیدیان — پارس چگونه دیگرگونه فرمان راند؟

شاهانِ هخامنشی مزداپرست بودند و هرگز از کسی نخواستند مزداپرست شود. اسنادِ رسمیِ شاهنشاهی اهورامزدا را می‌خوانند؛ اما همان خزانه، مردوک در بابل، یهوه در اورشلیم، نِیت در سائیس، آپولون در مگنزیا و کاهن-دبیرانِ «خانهٔ زندگی» در مصر را می‌پرداخت. این مدارا سهل‌انگاری نبود؛ بودجه داشت، کارگزار داشت و از مرکز پشتیبانی می‌شد.

این گواهی تنها تبلیغِ پارسی نیست. تنخِ عبری — نوشتهٔ بهره‌مندان، نه دربارِ هخامنشی — کوروش را «مسیحِ خداوند» می‌خواند؛ تنها شاهِ بیگانه‌ای که چنین نامیده شده است. کاهنانِ بابل، در گاه‌نامهٔ پرستشگاهیِ خود، فاتحِ شهرشان را خوش‌آمد گفتند. نویسندگانِ یونانی که با پارس جنگیدند — از گزنفون تا آیسخولوس — باز هم شاهانِ آن را پای‌بندِ داد تصویر کردند. سرچشمه‌های مستقل و گاه دشمن، بر یک نکته هم‌داستان‌اند.

مقایسهٔ رفتارِ شاهنشاهی‌ها، سدهٔ هشتمِ پ.م تا سدهٔ دومِ م.
موضوعآشور و بابلآتن و رومپارسِ هخامنشی
مردمانِ مغلوبکوچِ اجباریِ انبوه به‌عنوانِ سیاستِ رسمی، برای شکستنِ هویتِ جمعیویرانیِ شهر و فروشِ مردم: ملوس ۴۱۶ پ.م، کارتاژ ۱۴۶ پ.م، اورشلیم ۷۰ م.بازگرداندنِ تبعیدیانِ پیشین به سرزمینِ نیاکان (منشورِ کوروش، سطرهای ۳۰ تا ۳۴)
آیینِ بومیبردنِ پیکرهٔ خدایان به آشور و بابل به‌عنوانِ غنیمتنمایشِ خدایانِ اسیر در جشنِ پیروزیِ رومی؛ بردنِ گنجینهٔ معبدِ اورشلیم به رومبازگرداندنِ پیکره‌ها به پرستشگاهِ خود و بازسازیِ معابد از خزانه (عَزرا ۶:۸–۱۰)
زبان و قانونتحمیلِ اَکدی به‌عنوانِ زبانِ اداریلاتین و یونانی، زبانِ دادگاه و شهروندیسنگ‌نبشتهٔ سه‌زبانه، دیوانِ آرامی، تدوینِ قانونِ مصری و بابلی و یهودی در جای خود
کار و نیروی انسانیکارِ اجباریِ اسیرانِ جنگی در ساخت‌وسازِ دولتیبرده‌داری در کانونِ اقتصاد: نزدیک ۲۰٬۰۰۰ برده در معادنِ لاوریونکارگرانِ کورتَشِ جیره‌بگیر؛ در بایگانیِ تخت‌جمشید نشانی از املاکِ بزرگِ برده‌کار نیست
جای‌گاهِ زنانحقِ مالکیتِ محدود و بیشتر خاندانیزنِ آتنی تا پایانِ عمر زیرِ قیمومتِ مرد و در حکمِ صغیرزنانِ مالکِ املاک و کارگاه، جیرهٔ زایمان، و مُهرِ اداریِ شخصی
تصویرِ قدرتنقشِ پوست‌کندن، بر نیزه کردن و پشته‌های سررژهٔ پیروزی با اسیرانِ در زنجیربیستون و آپادانا: ملت‌های شاهنشاهی، ایستاده و در جامهٔ خود، تخت را بر دوش دارند — نه در زنجیر

دو سند را باید جداگانه دید، چون اسنادِ اداری‌اند نه ادبی. نخست بایگانیِ باروی تخت‌جمشید، کشف‌شده در ۱۹۳۳: ده‌ها هزار لوحِ ایلامی و آرامی از پرداختِ جیره میانِ ۵۰۹ تا ۴۹۳ پ.م. این دفترِ حساب است — کسی آن را برای ستایش ننوشت — و در آن زنانی هستند که غله و شراب را به نامِ خود می‌گیرند، مادرانی که پس از زایمان جیرهٔ افزوده دارند و سرکارگرانِ زنی که بیش از کارگرِ مردِ ساده مزد می‌گیرند. دوم، پاپیروس‌های الفانتین از پادگانی یهودی در مصرِ علیا، که سربازانش از ساتراپِ پارسی برای بازسازیِ نیایشگاهِ خود اجازه خواستند و گرفتند.

۵۳۹ پ.م

بابل بی‌غارت گشوده شد؛ منشورِ کوروش بازگشتِ خدایان و مردمان به شهرهایشان را ثبت می‌کند.

۵۳۸ پ.م

اجازهٔ بازگشتِ یهودیانِ تبعیدی به اورشلیم؛ معبدِ دوم در ۵۱۶ پ.م با پشتیبانیِ مالیِ پارس پایان یافت.

حدودِ ۵۱۸ پ.م

داریوش تدوینِ قانونِ مصر را به دستِ کاهنانِ مصری، به دو زبانِ مصری و آرامی، فرمان داد.

بیش از ۳۰٬۰۰۰ لوح

بایگانیِ تخت‌جمشید: دفترِ مزد و جیرهٔ کارگران — از جمله زنان — نه فهرستِ بردگان.

هیچ‌یک از این‌ها هخامنشیان را به دموکراسیِ امروزی بدل نمی‌کند. این پادشاهی مالیاتِ سنگین می‌گرفت، شورش را سخت کیفر می‌داد — بیستون این را بی‌پرده می‌گوید — و خدمتکاریِ خانگی و اسیرِ جنگی را می‌شناخت. تاریخِ درست به افسانه نیازی ندارد. آنچه این اسناد نشان می‌دهد این است: یک دولتِ بزرگِ چندقومی توانست دو سده، آگاهانه، بر این اصل اداره شود که مردمانِ زیرِ فرمان، خدای خود، دادگاهِ خود، زبانِ خود و خانهٔ خود را نگاه می‌دارند. این یک انتخاب بود، و امپراتوری‌های هم‌روزگارِ آن، جورِ دیگری انتخاب کردند.

  • منشورِ کوروش (موزهٔ بریتانیا، BM 90920): بازگشتِ پیکرهٔ خدایان و بازسازیِ نیایشگاه‌های آشور، شوش، اَکد و شهرهای زاگرس.
  • عَزرا ۶:۸–۱۰: داریوش فرمان می‌دهد هزینهٔ معبدِ اورشلیم از درآمدِ شاهیِ «آن‌سویِ رود» پرداخت و دامِ قربانی فراهم شود.
  • اَشَعیا ۴۵:۱: کوروش «مسیح» خوانده می‌شود — تنها چهرهٔ غیریهودی که در تنخ چنین لقبی دارد.
  • سنگ‌نبشتهٔ اوجاهورِسنِت: کمبوجیه و داریوش پرستشگاهِ نِیت در سائیس را بازسازی و موقوفاتِ کاهنانش را احیا می‌کنند.
  • پاپیروس‌های الفانتین (سدهٔ پنجمِ پ.م): پادگانِ یهودیِ مصر از ساتراپ بَگَواهیا اجازهٔ بازسازیِ نیایشگاه می‌گیرد.
  • ایردَبَما و ارتیستونه: زنانِ دربار با املاک، مُهر، کارگاه و پیکِ اختصاصی در لوح‌های تخت‌جمشید.
  • نقش‌برجستهٔ بیستون و آپادانا: بیست‌وسه ملتِ شاهنشاهی، ایستاده، مسلح و در جامهٔ ملیِ خود — نه زانوزده و نه در زنجیر.

منشورِ کوروش، بایگانیِ تخت‌جمشید و اسنادِ یهودی و مصری را کنارِ هم که بگذاریم، نتیجه محدود اما استوار است: همهٔ امپراتوری‌ها یکسان نبودند، و این تفاوت را همان مردمانی می‌دیدند که زیرِ فرمانشان زندگی می‌کردند.

ادامهٔ خواندن

مطالب مرتبط

منابع و خواندنی‌های بیشتر

منابع

همهٔ تصاویر از ویکی‌مدیا کامنز، مجموعه‌های موزه‌های عمومی (موزهٔ بریتانیا، لوور، متروپلیتن، موزهٔ ملی ایران) یا پروندهٔ میراث جهانی یونسکو تأمین شده‌اند. هیچ تصویری با هوش مصنوعی تولید نشده است. متن علمی نیز بر پایهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، تاریخ ایران کیمبریج و پژوهش‌های داوری‌شده تنظیم شده است.