«پاسارگاد» (یونانی: Πασαργάδαι) در زبانِ پارسی بهمعنای «اردوی پارس» یا «جایگاهِ پارسیان» است. کوروشِ بزرگ، پس از پیروزی بر آستیاگِ مادی در ۵۵۰ پ.م، این شهر را برای جشنِ پیروزی و پایتختیِ شاهنشاهیِ تازهاش بنا نهاد. پاسارگاد تا روزگارِ داریوش پایتختِ آیینی ماند؛ سپس داریوش پایتختِ تازهای در تختجمشید آغاز کرد.
چهارگونه بنا، یک پلانِ نخستین
| بنا | ویژگی |
|---|---|
| آرامگاهِ کوروش | بنای سنگیِ ششپله، ارتفاعِ ۱۱ متر — تنها آرامگاهِ شاهنشاهیِ سالمماندهٔ هخامنشی |
| کاخِ بار | سالنِ ستوندار با نقشِ «مردِ بالدار» بر سردر |
| کاخِ مسکونی | اقامتگاهِ کوروش، با کتیبهٔ سهزبانه |
| کاخِ دروازه | ورودیِ مجموعه، آغازِ سنّتِ «دروازهٔ ملل» در معماریِ هخامنشی |
| تل تخت | سکویی صخرهای، احتمالاً بنیادِ بارگاهِ نیمهتمام |
| زندانِ سلیمان | برجِ سنگی، احتمالاً آتشکدهٔ آیینی |
| چهارباغ | نخستین نمونهٔ شناختهشدهٔ باغِ پارسی، با چهار جوی هندسی |
آرامگاه و سخنِ کوروش
آرامگاهِ کوروش، در میانِ دشت، ساده و باشکوه ایستاده. سنگهای آن از معدنِ سیوپان آورده شده و بنای آن از معماریِ ایلامی و لیدیایی همبستهای دارد. استرابوی یونانی روایت میکند که بر آن کتیبهای بود:
«ای رهگذر! من کوروشم، آنکه شاهنشاهیِ پارس را بنیاد نهاد و خداوندِ آسیا بود. بر این گور رشک مَبَر.»
آغازِ ساختِ پاسارگاد، پس از پیروزی بر کرزوسِ لیدی.
ارتفاعِ آرامگاهِ کوروش، ششپلهای.
بازدیدِ اسکندر، که فرمان داد گورِ ویرانشدهٔ کوروش را مرمت کنند.
ثبتِ پاسارگاد در فهرستِ میراثِ جهانیِ یونسکو.
- اسکندر در ۳۲۴ پ.م، گزارش داد که گورِ کوروش بهدستِ جویندگانِ گنج آسیب دیده بود؛ فرمان داد آن را مرمت کنند.
- نقشِ «مردِ بالدارِ» چهاربال، تنها بازماندهٔ هنرِ هخامنشیِ پاسارگاد است.
- تا پیش از ۱۸۲۰، اروپاییها آرامگاه را «گورِ مادرِ سلیمان» میپنداشتند.
- ساخت سدِ سیوند، در سدهٔ ۲۱ ام، نگرانیِ جهانی برای آرامگاه برانگیخت.
سنگ، ملات و شیوهٔ ساخت
سنگتراشانِ پاسارگاد، سنگِ آهکِ سفید و کرمرنگ را در قطعاتِ بزرگ میبریدند و بیملات، با بستهای دُمچلچلهایِ فلزی (اغلب سرب و آهن) بههم میدوختند — شیوهای که ردِّ استادانِ لیدیایی و یونانیِ آسیایصغیر را در کارگاهِ کوروش نشان میدهد. کتیبههای سهزبانهٔ «من کوروش، شاه، هخامنشی» (به پارسیِ باستان، ایلامی و اکدی) بر جرزهای کاخها، نخستین کاربردِ سنجیدهٔ خطِ میخیِ پارسیِ باستان در یک برنامهٔ رسمیِ ساختمانی است.
| سال | رویداد |
|---|---|
| ۱۸۲۰–۱۸۴۰ | سفرنامهنویسانِ اروپایی، از جمله کر پورتر، آرامگاه را ثبت و طراحی کردند |
| ۱۹۲۸ | کاوشِ ارنست هرتسفلد در دشتِ مرغاب |
| ۱۹۴۹–۱۹۵۵ | کاوشِ علیسامیِ ایرانی در کاخها و تل تخت |
| ۱۹۶۱–۱۹۶۳ | کاوشِ دیوید استروناخ؛ کشفِ نظامِ جویهای چهارباغ |
| ۲۰۰۴ | ثبتِ جهانیِ یونسکو (شمارهٔ ۱۱۰۶) |
| ۲۰۰۷ | آبگیریِ سدِ سیوند و پایشِ رطوبتِ مجموعه |
پاسارگاد در حافظهٔ ایرانی
پاسارگاد در سنّتِ محلی قرنها «مشهدِ مادرِ سلیمان» خوانده میشد؛ همین نامگذاریِ دینی، آرامگاه را از ویرانی نگاه داشت، زیرا در دورهٔ اتابکانِ فارس بنا را به مسجد بدل کردند و ستونهای کاخهای پیرامون را برای محرابِ آن بهکار بردند. از سدهٔ بیستم، آرامگاه به نمادِ پیوندِ ایرانِ نو با کهنترین لایهٔ تاریخِ خود بدل شد و هفتمِ آبان، روزِ بزرگداشتِ کوروش، هرساله زیارتگاهِ گروههای مردمی است.
بناهای پاسارگاد، یکبهیک
پاسارگاد نه یک بنا، که یک «باغشهر» است: مجموعهای پراکنده بر دشتِ مرغاب که کاخها، باغها، دروازه و آرامگاه را در فاصلههای چند صد متری از هم جای داده است. جدولِ زیر بناهای اصلیِ محوطه را با کارکرد و نشانههای باستانشناسیِ آنها فهرست میکند.
| بنا | کارکرد | نکتهٔ باستانشناسی |
|---|---|---|
| آرامگاهِ کوروش | گورِ بنیانگذارِ هخامنشی | شش پلهٔ سنگی و اتاقکی با سقفِ شیبدار؛ بیکتیبه |
| کاخِ بار (کاخ S) | تالارِ پذیرایی و بارِ عام | ستونهای بلندِ سنگی با پایههای سیاه و سفیدِ متناوب |
| کاخِ اختصاصی (کاخ P) | اقامتگاهِ شاهی | ایوانهای دوطرفه رو به باغ؛ نقشِ شاه در درگاه |
| دروازه (کاخ R) | ورودیِ تشریفاتی | نقشِ «مردِ بالدار» با تاجِ مصری — تنها نقشِ بازمانده |
| باغِ شاهی | چهارباغِ نخستین | جویهای سنگیِ قرینه — کهنترین طرحِ شناختهٔ باغِ ایرانی |
| تلِ تخت | سکو و ارگِ دفاعی | سنگچینِ خشکه بیملات به شیوهٔ لیدیایی |
| زندانِ سلیمان | برجِ آیینی یا خزانه | همانندِ کعبهٔ زرتشت در نقشِ رستم |
| محوطهٔ مقدس | دو آتشدانِ سنگی | صحنهٔ آیینِ آتش در فضای باز |
چهارباغ: زادگاهِ باغِ ایرانی
جویهای سنگیِ کاوششده در پاسارگاد، محوطهای مستطیل را به چهار بخشِ قرینه تقسیم میکنند. این نخستین نمونهٔ مستندِ «چهارباغ» است؛ الگویی که از آن پس در باغِ فین، باغِ ارم، تاجمحل و باغهای اندلس تکرار شد. واژهٔ پارسیِ باستانِ pairidaēza (گرداگرد-دیوار) از همینجا به یونانی parádeisos و سپس به «پردیس» و «paradise» رسید.
- طولِ جویهای سنگیِ بازمانده: بیش از ۱٬۱۰۰ متر، با حوضچههای مربعِ فاصلهدار.
- شیبِ ملایمِ زمین، آب را بدونِ پمپ در سراسرِ باغ میگرداند.
- درختانِ سایهدار در گودالهای کاشتِ شناساییشده در کاوشهای دیوید استروناخ (۱۹۶۱–۱۹۶۳).
- کاخها رو به باغ ساخته شدهاند، نه پشت به آن — وارونهٔ الگوی بینالنهرینی.
راهنمای بازدید
| پرسش | پاسخِ کوتاه |
|---|---|
| فاصله از شیراز | ~۱۳۰ کیلومتر شمال، حدودِ دو ساعت با خودرو |
| فاصله از تختجمشید | ~۸۰ کیلومتر؛ هر دو در یک روز شدنی است |
| بهترین فصل | فروردین تا اردیبهشت و مهر تا آبان؛ تابستان بسیار گرم |
| زمانِ لازم | دو تا سه ساعت برای دیدنِ کلِ محوطه |
| ثبتِ یونسکو | ۲۰۰۴ (میراثِ جهانی، شمارهٔ ۱۱۰۶) |
| وسعتِ محوطه | ~۱۶۰ هکتار عرصهٔ ثبتشده |
پرسشهای پرتکرار
تفاوتِ پاسارگاد و تختجمشید چیست؟+
پاسارگاد ساختهٔ کوروشِ بزرگ است (~۵۴۶ پ.م) و پراکنده و باغمحور؛ تختجمشید، ۸۰ کیلومتر جنوبِ آن، ساختهٔ داریوش و خشایارشا (~۵۲۰ پ.م به بعد) و فشرده و سکومحور است.
آیا پیکرِ کوروش هنوز در آرامگاه است؟+
نه. آریان و استرابون گزارش میکنند که سپاهیانِ اسکندر در ۳۳۰ پ.م. آرامگاه را گشودند و غارت کردند؛ اسکندر فرمانِ مرمّت داد اما پیکر و تختِ زرین بازنگشت. امروز اتاقکِ آرامگاه خالی است.
چرا آرامگاهِ کوروش کتیبه ندارد؟+
کتیبهای که منابعِ یونانی نقل کردهاند («ای رهگذر، من کوروشم…») امروز بر سنگ دیده نمیشود؛ یا بر لوحی جداگانه بوده که از میان رفته، یا نقلِ ادبیِ نویسندگانِ یونانی است. سنگنبشتهٔ کنونیِ عربی مربوط به دورانی است که بنا را «مسجدِ مادرِ سلیمان» میخواندند.
چرا بنا قرنها «مشهدِ مادرِ سلیمان» نامیده میشد؟+
پس از اسلام، مردمِ محلی آرامگاه را به مادرِ سلیمانِ نبی نسبت دادند و همین باور، بنا را از تخریب مصون داشت؛ در دورهٔ اتابکانِ فارس گردِ آن مسجدی ساختند که ستونهایش از کاخهای هخامنشی آورده شده بود.
«مردِ بالدار» چه کسی است؟+
نقشِ برجستهٔ دروازه، مردی با چهار بال و تاجِ مرکّبِ مصری را نشان میدهد. برخی آن را تصویرِ خودِ کوروش و برخی نگهبانی آیینی (فروهر یا نابغهٔ محافظ) میدانند؛ اجماعی قطعی وجود ندارد.
چهارباغ چیست و چرا اهمیت دارد؟+
باغی هندسی با چهار قسمتِ تقسیمشده با جویهای متقاطع. الگویی پارسی که از پاسارگاد به تاجمحلِ هند، باغهای مغولیِ کابل و حتی الحمرای اسپانیا رفت.
آیا میتوان از پاسارگاد بازدید کرد؟+
بله. در استانِ فارس، ۱۳۰ کیلومتری شمالِ شیراز. مجموعه باز است و معمولاً همراه با تختِ جمشید و نقشِ رستم در یک سفرِ یکروزه دیده میشود.
پاسارگاد در عکس
آرامگاه، نقشِ مردِ بالدار و چشماندازِ مجموعه.



تصاویر این بخش بهصورت محلی از کتابخانهٔ رسانهٔ سایت بارگذاری میشوند.
مدارا، قانون و آزادیِ تبعیدیان — پارس چگونه دیگرگونه فرمان راند؟
کوروش را بیش از آنچه گشود، برای آنچه ویران نکرد به یاد آوردهاند. بابل در ۵۳۹ پ.م بیغارت افتاد؛ پرستشگاهها کاهنانِ خود را نگاه داشتند، پیکرههای خدایانی که نَبونید گرد آورده بود به شهرهای خودشان بازگشتند، و جماعتهای تبعیدی — از جمله یهودیان — اجازه یافتند به خانه بازگردند و نیایشگاهشان را با هزینهٔ خزانهٔ شاهی از نو بسازند. این را در برابرِ سیاستِ کوچِ اجباریِ آشوریان بگذارید: تفاوت، سخنآرایی نیست، سیاستِ رسمیِ حکومت است.
این گواهی تنها تبلیغِ پارسی نیست. تنخِ عبری — نوشتهٔ بهرهمندان، نه دربارِ هخامنشی — کوروش را «مسیحِ خداوند» میخواند؛ تنها شاهِ بیگانهای که چنین نامیده شده است. کاهنانِ بابل، در گاهنامهٔ پرستشگاهیِ خود، فاتحِ شهرشان را خوشآمد گفتند. نویسندگانِ یونانی که با پارس جنگیدند — از گزنفون تا آیسخولوس — باز هم شاهانِ آن را پایبندِ داد تصویر کردند. سرچشمههای مستقل و گاه دشمن، بر یک نکته همداستاناند.
| موضوع | آشور و بابل | آتن و روم | پارسِ هخامنشی |
|---|---|---|---|
| مردمانِ مغلوب | کوچِ اجباریِ انبوه بهعنوانِ سیاستِ رسمی، برای شکستنِ هویتِ جمعی | ویرانیِ شهر و فروشِ مردم: ملوس ۴۱۶ پ.م، کارتاژ ۱۴۶ پ.م، اورشلیم ۷۰ م. | بازگرداندنِ تبعیدیانِ پیشین به سرزمینِ نیاکان (منشورِ کوروش، سطرهای ۳۰ تا ۳۴) |
| آیینِ بومی | بردنِ پیکرهٔ خدایان به آشور و بابل بهعنوانِ غنیمت | نمایشِ خدایانِ اسیر در جشنِ پیروزیِ رومی؛ بردنِ گنجینهٔ معبدِ اورشلیم به روم | بازگرداندنِ پیکرهها به پرستشگاهِ خود و بازسازیِ معابد از خزانه (عَزرا ۶:۸–۱۰) |
| زبان و قانون | تحمیلِ اَکدی بهعنوانِ زبانِ اداری | لاتین و یونانی، زبانِ دادگاه و شهروندی | سنگنبشتهٔ سهزبانه، دیوانِ آرامی، تدوینِ قانونِ مصری و بابلی و یهودی در جای خود |
| کار و نیروی انسانی | کارِ اجباریِ اسیرانِ جنگی در ساختوسازِ دولتی | بردهداری در کانونِ اقتصاد: نزدیک ۲۰٬۰۰۰ برده در معادنِ لاوریون | کارگرانِ کورتَشِ جیرهبگیر؛ در بایگانیِ تختجمشید نشانی از املاکِ بزرگِ بردهکار نیست |
| جایگاهِ زنان | حقِ مالکیتِ محدود و بیشتر خاندانی | زنِ آتنی تا پایانِ عمر زیرِ قیمومتِ مرد و در حکمِ صغیر | زنانِ مالکِ املاک و کارگاه، جیرهٔ زایمان، و مُهرِ اداریِ شخصی |
| تصویرِ قدرت | نقشِ پوستکندن، بر نیزه کردن و پشتههای سر | رژهٔ پیروزی با اسیرانِ در زنجیر | بیستون و آپادانا: ملتهای شاهنشاهی، ایستاده و در جامهٔ خود، تخت را بر دوش دارند — نه در زنجیر |
دو سند را باید جداگانه دید، چون اسنادِ اداریاند نه ادبی. نخست بایگانیِ باروی تختجمشید، کشفشده در ۱۹۳۳: دهها هزار لوحِ ایلامی و آرامی از پرداختِ جیره میانِ ۵۰۹ تا ۴۹۳ پ.م. این دفترِ حساب است — کسی آن را برای ستایش ننوشت — و در آن زنانی هستند که غله و شراب را به نامِ خود میگیرند، مادرانی که پس از زایمان جیرهٔ افزوده دارند و سرکارگرانِ زنی که بیش از کارگرِ مردِ ساده مزد میگیرند. دوم، پاپیروسهای الفانتین از پادگانی یهودی در مصرِ علیا، که سربازانش از ساتراپِ پارسی برای بازسازیِ نیایشگاهِ خود اجازه خواستند و گرفتند.
بابل بیغارت گشوده شد؛ منشورِ کوروش بازگشتِ خدایان و مردمان به شهرهایشان را ثبت میکند.
اجازهٔ بازگشتِ یهودیانِ تبعیدی به اورشلیم؛ معبدِ دوم در ۵۱۶ پ.م با پشتیبانیِ مالیِ پارس پایان یافت.
داریوش تدوینِ قانونِ مصر را به دستِ کاهنانِ مصری، به دو زبانِ مصری و آرامی، فرمان داد.
بایگانیِ تختجمشید: دفترِ مزد و جیرهٔ کارگران — از جمله زنان — نه فهرستِ بردگان.
هیچیک از اینها هخامنشیان را به دموکراسیِ امروزی بدل نمیکند. این پادشاهی مالیاتِ سنگین میگرفت، شورش را سخت کیفر میداد — بیستون این را بیپرده میگوید — و خدمتکاریِ خانگی و اسیرِ جنگی را میشناخت. تاریخِ درست به افسانه نیازی ندارد. آنچه این اسناد نشان میدهد این است: یک دولتِ بزرگِ چندقومی توانست دو سده، آگاهانه، بر این اصل اداره شود که مردمانِ زیرِ فرمان، خدای خود، دادگاهِ خود، زبانِ خود و خانهٔ خود را نگاه میدارند. این یک انتخاب بود، و امپراتوریهای همروزگارِ آن، جورِ دیگری انتخاب کردند.
- منشورِ کوروش (موزهٔ بریتانیا، BM 90920): بازگشتِ پیکرهٔ خدایان و بازسازیِ نیایشگاههای آشور، شوش، اَکد و شهرهای زاگرس.
- عَزرا ۶:۸–۱۰: داریوش فرمان میدهد هزینهٔ معبدِ اورشلیم از درآمدِ شاهیِ «آنسویِ رود» پرداخت و دامِ قربانی فراهم شود.
- اَشَعیا ۴۵:۱: کوروش «مسیح» خوانده میشود — تنها چهرهٔ غیریهودی که در تنخ چنین لقبی دارد.
- سنگنبشتهٔ اوجاهورِسنِت: کمبوجیه و داریوش پرستشگاهِ نِیت در سائیس را بازسازی و موقوفاتِ کاهنانش را احیا میکنند.
- پاپیروسهای الفانتین (سدهٔ پنجمِ پ.م): پادگانِ یهودیِ مصر از ساتراپ بَگَواهیا اجازهٔ بازسازیِ نیایشگاه میگیرد.
- ایردَبَما و ارتیستونه: زنانِ دربار با املاک، مُهر، کارگاه و پیکِ اختصاصی در لوحهای تختجمشید.
- نقشبرجستهٔ بیستون و آپادانا: بیستوسه ملتِ شاهنشاهی، ایستاده، مسلح و در جامهٔ ملیِ خود — نه زانوزده و نه در زنجیر.
منشورِ کوروش، بایگانیِ تختجمشید و اسنادِ یهودی و مصری را کنارِ هم که بگذاریم، نتیجه محدود اما استوار است: همهٔ امپراتوریها یکسان نبودند، و این تفاوت را همان مردمانی میدیدند که زیرِ فرمانشان زندگی میکردند.
مطالب مرتبط
بنیانگذارِ هخامنشیان؛ فتحِ ماد، لیدیه و بابل، منشورِ کوروش و آرامگاهِ پاسارگاد.
نخستین منشورِ حقوقِ بشرِ جهان؛ استوانهٔ گِلیِ ۵۳۹ پ.م، فتحِ بابل و آزادسازیِ تبعیدیان.
پارسه، پایتختِ آیینیِ هخامنشی؛ آپادانا، دروازهٔ ملل، ۲۳ ساتراپ و آتشِ اسکندر.
هخامنشی، اشکانی، ساسانی، صفوی، قاجار؛ شش شاهنشاهی پیدرپی ایرانی.
هندسهٔ چهارباغ و نُه باغ ثبتشده در یونسکو.
بیستونه اثر ثبتشده ایران در فهرست یونسکو؛ نقشه، تاریخ و تصویر.
منابع
همهٔ تصاویر از ویکیمدیا کامنز، مجموعههای موزههای عمومی (موزهٔ بریتانیا، لوور، متروپلیتن، موزهٔ ملی ایران) یا پروندهٔ میراث جهانی یونسکو تأمین شدهاند. هیچ تصویری با هوش مصنوعی تولید نشده است. متن علمی نیز بر پایهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، تاریخ ایران کیمبریج و پژوهشهای داوریشده تنظیم شده است.
