Skip to main content
~۶۰۰ — ۵۳۰ پیش از میلاد

کوروش بزرگ

در بیست سال، ماد و لیدیه و بابل را گرفت و بزرگ‌ترین شاهنشاهیِ جهانِ باستان را ساخت. آنچه آن را ماندگار کرد فتح نبود، شیوهٔ اداره بود: قانونِ بومی، خدایِ بومی، بزرگانِ بومی — شاهنشاهی‌ای که به‌جای کوچِ اجباری، بر رضایت بنا شد.

تصویر: آرامگاهِ کوروش، پاسارگاد، استانِ فارس — ویکی‌مدیا

کوروشِ دوم — در پارسیِ باستان کوروش — پسرِ کمبوجیهٔ یکم و شاهِ دست‌نشاندهٔ اَنشان در فارسِ امروز بود. نزدیکِ ۵۵۰ پیش از میلاد بر ایشتوویگو (آستیاگِ مادی) شورید و ماد را به قلمروِ پارس افزود؛ در ۵۴۷–۵۴۶ پ.م لیدیهٔ کرزوس و سارد را گرفت؛ و در مهرماهِ ۵۳۹ پ.م، بی‌آنکه شهر را محاصره کند، به بابل درآمد. در روزِ مرگش، شاهنشاهی از کرانهٔ اژه تا مرزهای آسیای میانه، نزدیک به پنج هزار کیلومتر، گسترده بود.

اهمیتِ کوروش، بیش از آنکه نظامی باشد، اداری و اخلاقی است. آشوریان با کوچِ اجباری و ویرانیِ پرستشگاه‌ها حکومت می‌کردند؛ کوروش معبدها را بازساخت، تبعیدشدگان و پیکره‌های خدایانشان را به سرزمینِ خود بازگرداند و نهادهای حقوقی و دینیِ هر سرزمین را دست‌نخورده گذاشت. این سیاست، هم در «منشورِ کوروش» به زبانِ خودِ او آمده است و هم، مستقل از آن، در کتابِ مقدسِ عبری.

«بر مردمانی فرمان راند که زبانشان نه زبانِ او بود و نه زبانِ یکدیگر؛ و با این‌همه توانست نامِ خویش را بر چنان پهنه‌ای از جهان بگستَرَد که همه در شگفت شدند.»
گزنفون، «کوروش‌نامه»، دفترِ یکم

گاه‌شمارِ بیست سالِ سرنوشت‌ساز

~۵۵۹ پ.م
بر تختِ اَنشان می‌نشیند؛ دست‌نشاندهٔ ماد.
~۵۵۰ پ.م
شکستِ آستیاگ در پاسارگاد؛ هگمتانه پایتختِ پارس می‌شود.
۵۴۷–۵۴۶ پ.م
لشکرکشی به لیدیه و فتحِ سارد؛ پارس به اژه می‌رسد.
~۵۴۵–۵۴۰ پ.م
کارزارهای شرقی: بلخ، سغد و گندهارا.
۱۲ اکتبرِ ۵۳۹ پ.م
نبردِ اوپیس و ورودِ بی‌جنگ به بابل.
۵۳۸ پ.م
فرمانِ بازگشتِ یهودیان و بازسازیِ معبدِ اورشلیم.
~۵۳۰ پ.م
مرگ در مرزهای شمالِ شرقی؛ جانشینیِ کمبوجیهٔ دوم.

منشورِ کوروش و سیاستی که پشتِ آن است

منشورِ کوروش استوانه‌ای گِلی به درازای حدودِ بیست‌ودو سانتی‌متر است که در ۱۸۷۹ در بابل یافته شد و امروز در موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود. متن، به خطِ میخی و زبانِ اَکدی و در قالبِ رایجِ اعلامیه‌های شاهانِ بابل، کوروش را برگزیدهٔ مردوک می‌خوانَد که به بی‌داد و بی‌دینیِ نبونید پایان داد، و می‌گوید پیکرهای خدایان را به نیایشگاه‌هایشان و مردمانِ آواره را به خانه‌هایشان بازگرداند.

دو خوانش در کنارِ هم‌اند. خوانشِ همگانی، که از دههٔ ۱۹۶۰ رواج یافت و نمونهٔ آن در سازمانِ ملل به نمایش است، آن را «نخستین منشورِ حقوقِ بشر» می‌داند. خوانشِ دانشگاهی — به‌روشنی در کارِ آملی کورت — آن را متنی متعارف از سنتِ بین‌النهرین می‌خوانَد که با این حال، سیاستی واقعی و در روزگارِ خود کم‌مانند را بازمی‌تابانَد. هر دو بر یک نکته هم‌داستان‌اند: بازگرداندن، به‌جای کوچاندن.

شاهنشاهی چگونه اداره می‌شد

سامانی که کوروش پی افکند و داریوشِ بزرگ یک نسل بعد آن را کامل کرد، اسکلتِ ادارهٔ همهٔ شاهنشاهی‌های ایرانیِ پس از او شد: ساتراپ (شهربان) که تا حدِ ممکن از بزرگانِ همان سرزمین برگزیده می‌شد، سرداری نظامی و دبیری شاهی جدا از او به‌عنوانِ سازوکارِ نظارت، خراجِ ثابت به‌جای غارتِ دلبخواهی، و راه‌های شاهی با چاپارخانه‌هایی که نامهٔ شاه را می‌بردند.

سیاستِ کوروش در برابرِ رویّهٔ آشوری
موضوعشیوهٔ آشوریشیوهٔ کوروش
مردمانِ مغلوبکوچِ اجباریِ گروهیبازگرداندن به سرزمینِ خود
پرستشگاه‌هاویرانی و بردنِ پیکرهٔ خدایانبازسازی و بازگرداندنِ پیکره‌ها
قانونتحمیلِ قانونِ فاتحنگاه‌داشتِ قانونِ بومی
دیوانکارگزارِ بیگانهبزرگانِ محلی زیرِ نظارتِ شاهی
خراجغارتِ موردیمالیاتِ سنجیده و ثابت
~۵٫۵ م km²

پهنهٔ تقریبیِ شاهنشاهی در سالِ مرگِ کوروش.

۳ پادشاهی

ماد، لیدیه و بابل در یازده سال.

۵۳۹ پ.م

ورود به بابل و نهادنِ منشور در دیوارِ شهر.

۲۰۰۴

ثبتِ پاسارگاد در فهرستِ میراثِ جهانیِ یونسکو.

پاسارگاد و آنچه پس از او ماند

کوروش پایتختِ خود را در دشتِ مرغابِ پاسارگاد ساخت: مجموعه‌ای پراکنده از کاخ‌ها، جوی‌های سنگی و باغ‌ها — کهن‌ترین «چهارباغِ» شناخته‌شده و نیایِ هر باغِ ایرانی. آرامگاهش همان‌جاست: اتاقکی سنگی با سقفِ شیب‌دار بر شش پلهٔ کاهنده؛ در برابرِ تخت‌جمشیدِ پسینیان، آگاهانه ساده. اسکندر که در ۳۲۴ پ.م آن را غارت‌شده یافت، فرمانِ مرمتش را داد.

«دستاوردِ ماندگارِ کوروش، سرزمین نبود؛ روشی برای نگاه‌داشتنِ سرزمین بود.»
آملی کورت، «شاهنشاهی هخامنشی»
  • «کوروش‌نامه»یِ گزنفون سرمشقِ شهریاریِ آرمانی در اروپا شد؛ ماکیاولی، مونتسکیو و جفرسون آن را خواندند.
  • روزِ ۲۹ آبان را بسیاری از ایرانیان به‌صورتِ غیررسمی «روزِ کوروش بزرگ» می‌دانند و در پاسارگاد گرد می‌آیند.
  • هرودوت مرگِ او را در نبرد با ماساگت‌ها می‌داند؛ روایت‌های دیگرِ باستانی با آن ناسازگارند.

پرسش‌های پرتکرار

کوروش بزرگ که بود؟

کوروشِ دومِ اَنشان (~۶۰۰–۵۳۰ پ.م)، بنیان‌گذارِ شاهنشاهیِ هخامنشی؛ نخستین شاهنشاهیِ ایران. میانِ ۵۵۰ تا ۵۳۹ پ.م ماد، لیدیه و بابل را گرفت و قلمروی از اژه تا هندوکش ساخت که به‌جای کوچِ اجباری، با قانون و دین و بزرگانِ بومیِ هر سرزمین اداره می‌شد.

منشورِ کوروش چیست و آیا نخستین منشورِ حقوقِ بشر است؟

استوانه‌ای گِلی از ۵۳۹ پ.م، به خطِ میخی و زبانِ اَکدی، یافته‌شده در بابل و نگهداری‌شده در موزهٔ بریتانیا. دقیق‌تر آن است که آن را کهن‌ترین سندِ برجای‌ماندهٔ سیاستِ مدارای دینی و بازگرداندنِ آوارگان بدانیم؛ بیشترِ تاریخ‌نگاران عنوانِ «نخستین منشورِ حقوقِ بشر» را زمان‌پریشانه می‌دانند، هرچند محتوای آن را برای سدهٔ ششمِ پیش از میلاد به‌راستی انسانی می‌شمارند.

کوروش برای یهودیان چه کرد؟

پس از فتحِ بابل در ۵۳۹ پ.م به تبعیدیانِ یهودی اجازه داد به اورشلیم بازگردند و معبد را بازسازی کنند. کتاب‌های عزرا، اشعیا و تواریخ این فرمان را ثبت کرده‌اند؛ اشعیا ۴۵:۱ او را «مسحِ خداوند» می‌خوانَد.

کوروش چگونه درگذشت و آرامگاهش کجاست؟

بنا بر هرودوت، نزدیکِ ۵۳۰ پ.م در نبرد با ماساگت‌ها در مرزهای شمالِ شرقی کشته شد؛ روایت‌های باستانیِ دیگر متفاوت‌اند. آرامگاهِ سنگی‌اش در پاسارگادِ استانِ فارس برجاست و از ۲۰۰۴ در فهرستِ میراثِ جهانیِ یونسکو ثبت شده است.

چرا پاسارگاد اهمیت دارد؟

نخستین پایتختِ هخامنشی و نخستین نمونهٔ شناخته‌شدهٔ «چهارباغ» است: الگویی از باغ با محورهای آب که سرمشقِ باغ‌سازیِ ایرانی و سپس هندی و اندلسی شد.

ادامهٔ خواندن

مطالب مرتبط

منابع و خواندنی‌های بیشتر

منابع

همهٔ تصاویر از ویکی‌مدیا کامنز، مجموعه‌های موزه‌های عمومی (موزهٔ بریتانیا، لوور، متروپلیتن، موزهٔ ملی ایران) یا پروندهٔ میراث جهانی یونسکو تأمین شده‌اند. هیچ تصویری با هوش مصنوعی تولید نشده است. متن علمی نیز بر پایهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، تاریخ ایران کیمبریج و پژوهش‌های داوری‌شده تنظیم شده است.